چگونه یک کارآفرین با علایق متعدد دو کسبوکار موفق را بنا نهاد
هفت سال فعالیت در بخش بانکی به او آموخته بود که چگونه به دیگران در مدیریت پولشان کمک کند. اما در سن ۱۹ سالگی، علیرغم ارتقاء از سمت تحویلدار به سرپرست و سپس بانکدار شخصی، مونیکا رز میدانست که چیزی در زندگیاش کم است. امنیتِ شغلی در یک شرکت بزرگ نمیتوانست ایدههای خلاقانهای را که مدام در ذهنش میچرخید، آرام کند.
آن تنش میان ثبات و اشتیاق، و بین تمرکز و کنجکاوی، در نهایت به سنگ بنای نه یک مورد، بلکه دو کسبوکار موفق تبدیل شد.
از بانکداری تا بوتیک
در سال ۲۰۱۲، رز در حالی که هنوز در بانک مشغول به کار بود، گام بزرگی برداشت و "Monika Rose San Francisco" را که یک بوتیک مد بود، راهاندازی کرد. این انتقال فوری نبود. او تا دو سال بعد، هر دو شغل را حفظ کرد و در حالی که درآمد ثابت و مهارتهایی را که در خدمات مالی کسب کرده بود نگه میداشت، کسبوکار خود را بنا کرد.
این رویکردِ دومسیره هوشمندانه بود. رز از تجربه بانکی خود به روشهای غیرمنتظرهای بهره برد: درک جریان نقدی، ایجاد رابطه با تأمینکنندگان و ایجاد فرآیندهایی برای مدیریت موجودی کالا. مهارتهایی که او صرفاً شرکتی میپنداشت، به داراییهای کارآفرینی تبدیل شدند.
اما رز در این دوره چیز دیگری را هم کشف کرد؛ او همان چیزی بود که متخصصان اکنون "کارآفرین چندظرفیتی" مینامند. ذهن او نمیخواست تنها بر یک چیز تمرکز کند. حتی زمانی که بوتیک او رونق گرفت، ایدههای جدید مدام ظاهر میشدند.
چالش ذهن چندظرفیتی
برای کارآفرینانی با علایق متنوع، توصیه استانداردِ "یک چیز را انتخاب کن و روی آن تمرکز کن" میتواند مانند یک قفس باشد. تحقیقات نشان میدهد که افراد چندظرفیتی اغلب با انتقادهایی روبرو میشوند، با نظراتی مانند "تمرکز نداری" که نشان میدهد رویکرد آنها مشکلساز است.
رز این را از نزدیک تجربه کرد. زمانی که بوتیک او به موفقیت نزدیک شد، ذهن خلاقش او را به جای تثبیت آنچه ساخته بود، به سمت پروژههای جدید سوق داد. نتیجه برای بسیاری از کارآفرینان آشنا بود: انرژی پراکنده، لیستهای انجام کار طاقتفرسا و احساس ناامیدکننده از دست رفتن شتاب حرکت.
رز توضیح داد: "من سعی میکردم همه کارها را با هم انجام دهم، و در نهایت هیچ کاری را به شکلِ عالی انجام نمیدادم."
مغز چندظرفیتی معیوب نیست، بلکه سیمکشی متفاوتی دارد. اما بدون سیستمهایی برای مهار آن انرژی، کشش مداوم ایدههای جدید میتواند حتی آیندهدارترین سرمایهگذاریها را از مسیر خارج کند.
بنا نهادن کسبوکار دوم بر پایه تجربه
رز به جای مبارزه با طبیعت خود، راهی برای همکاری با آن پیدا کرد. در سال ۲۰۱۶، او Online Boutique Boss را راهاندازی کرد؛ یک پلتفرم مربیگری که به کارآفرینان مشتاق میآموزد چگونه بوتیک خود را راهاندازی و اداره کنند.
این کسبوکار به صورت ارگانیک شکل گرفت. رز مسیر بوتیک خود را از طریق ویدیوهای یوتیوب مستند کرده بود و هم موفقیتها و هم چالشها را به اشتراک میگذاشت. مخاطبان او شروع به پرسیدن سوال کردند؛ نه فقط درباره مد، بلکه درباره خودِ کسبوکار. چگونه تأمینکننده پیدا میکنید؟ چگونه روی محصولات قیمتگذاری میکنید؟ چگونه موجودی کالا را با جریان نقدی متوازن میکنید؟
او متوجه شد که تمام چیزهایی که از راه سخت آموخته است، میتواند به دیگران کمک کند تا از سالها آزمون و خطا عبور کنند.
این رویکرد با یک روند رو به رشد همسو بود. صنعت مربیگری کسبوکار به طور قابل توجهی گسترش یافته و در سال ۲۰۲۴ به ۶.۲۵ میلیارد دلار در سطح جهانی رسیده است و پیشبینی میشود در سال ۲۰۲۵ به ۷.۳ میلیارد دلار برسد. اکنون بیش از ۳۱ درصد مربیان به طور خاص بر کارآفرینان و استارتاپها تمرکز دارند و به بنیانگذاران در ایجاد شفافیت و ساختار کمک میکنند.
بازگشت سرمایه (ROI) در این حوزه قابل توجه است. تحقیقات نشان میدهد که ۶۰ درصد از مشتریانِ مربیگری کسبوکار، درآمد یا بهرهوری بالاتری را گزارش کردهاند و برخی مطالعات بازگشت سرمایه ۵۲۹ درصدی را نشان میدهند که با احتساب بهبود نرخ حفظ کارکنان، این رقم به ۷۸۸ درصد میرسد.
یافتن چارچوب تمرکز
دستاورد بزرگ رز زمانی حاصل شد که تلاش برای حذف ماهیت چندظرفیتی خود را متوقف کرد و شروع به ساختن سیستمهایی حولِ آن نمود.
کلید اصلی، "تمرکز متوالی" به جای "تلاش همزمان" بود. او به جای دست و پنجه نرم کردن با اولویتهای متعدد در هر روز، یاد گرفت که زمان متمرکزی را به یک هدفِ کسبوکار اختصاص دهد و سپس به سراغ هدف بعدی برود. بوتیک او در فصلهای خرید از تمام توجه او بهرهمند میشد. پلتفرم مربیگری او در زمان عرضه دورهها، انرژی متمرکزی دریافت میکرد.
او همچنین تمرکز بوتیک خود را محدودتر کرد. به جای عرضه هر چیزی که نظرش را جلب میکرد، مجموعهای هدفمندتر را گردآوری کرد. این کار مدیریت موجودی را سادهتر و هویت برند او را تقویت کرد و در عین حال فضای ذهنی را برای کارِ مربیگریاش آزاد نمود.
مهمتر از همه، او همافزایی بین دو کسبوکارش پیدا کرد. موفقیتها در بوتیک به محتوایی برای مربیگری او تبدیل شد. چالشهایی که او با مشتریان مربیگریاش حل میکرد، به او کمک کرد تا عملیاتِ خود را اصلاح کند. کسبوکارها به جای رقابت برای جلب توجه، یکدیگر را تغذیه میکردند.
رویکرد "اول جامعه"
فراتر از استراتژی کسبوکار، رز هر دو سرمایهگذاری را بر پایه تعامل واقعی با جامعه مخاطبان بنا نهاد. در فضای تجارت الکترونیکِ مد، این رویکرد به طور فزایندهای ضروری شده است؛ به طوری که انتظار میرود تا سال ۲۰۲۵، تجارت اجتماعی (social commerce) عاملِ یکی از هر پنج فروش باشد و ۷۰ درصد از کاربران اینستاگرام برای الهام گرفتن در خرید به این پلتفرم نگاه کنند.
اما جامعهسازی رز عمیقتر از شاخصهای شبکههای اجتماعی بود. او بر روابط به جای تراکنشها تمرکز کرد و با دنبالکنندگان به عنوان افراد برخورد میکرد، نه صرفاً مشتریان احتمالی. به سوالات پاسخ داده میشد، چالشها به رسمیت شناخته میشدند و موفقیتها جشن گرفته میشدند.
این رویکرد به ویژه برای کسبوکار مربیگری او ارزشمند بود. صاحبان بوتیکهای آینده فقط دوره نمیخریدند، بلکه به جامعهای از افراد در همان مسیر میپیوستند. شبکه حمایتی به اندازه محتوای آموزشی ارزشمند شد.
برای سایر کارآفرینان، رز توصیه میکند که با محتوای جامعهمحور و در مقیاس کوچک شروع کنند. راهنماهای سادهای که مزایای عملی را توضیح میدهند. پاسخهای صادقانه به سوالات. محتوایی که پیش از فروش، کمک میکند. جامعه مخاطبان به منبعی برای ایدههای موضوعی، بازخورد درباره آنچه مفید است و در نهایت، مشتریان وفاداری تبدیل میشود که ارتباط واقعی با برند شما حس میکنند.
اهمیت پایههای مالی
رز در هر دو کسبوکار خود، انضباط مالی که در بانکداری آموخته بود را حفظ کرد. این موضوع در طول دوره انتقال و پس از آن حیاتی بود.
داشتن ردیابی مجزا برای هر جریان درآمدی به او اجازه داد تا درک کند کدام فعالیتهای تجاری واقعاً سودآور هستند و کدامها صرفاً باعث ایجاد مشغله میشوند. وقتی چندین سرمایهگذاری را مدیریت میکنید، این شفافیت ضروری است—بسیار آسان است که اجازه دهید یک کسبوکار بدون اینکه متوجه شوید، هزینههای دیگری را تأمین کند.
رز همچنین بر اهمیت حفظ ذخایر مالی تأکید کرد. کارآفرینی با چک حقوق منظم همراه نیست. برخی ماهها با فراوانی همراه هستند و برخی دیگر نیاز به صبوری دارند. کارشناسان مالی توصیه میکنند پیش از انتقال از کار سازمانی، به اندازه حداقل یک سال مخارج خود را پسانداز کنید و سابقه بانکداری رز او را در این زمینه محافظهکار کرده بود.
این پایه مالی به او آزادی داد تا به جای تصمیمات از روی ناچاری، تصمیمات استراتژیک بگیرد. او میتوانست فرصتهایی را که با چشماندازش همخوانی نداشتند رد کند. او میتوانست در زمان مناسب روی رشد سرمایهگذاری کند. او میتوانست دورههای رکود را بدون وحشت سپری کند.
درسهایی برای کارآفرینان چندپتانسیلی
مسیر رز بینشهای متعددی را برای کسانی که در قالب «فقط یک چیز را انتخاب کن» نمیگنجند، ارائه میدهد:
علایق متنوع شما یک نقطه ضعف نیستند. توانایی دیدن ارتباطات در حوزههای مختلف و آوردن ایدهها از یک زمینه به زمینه دیگر میتواند به یک مزیت رقابتی قابل توجه تبدیل شود. ترفند کار در این است که این انرژی را به جای پراکنده کردن، به شکلی سازنده هدایت کنید.
تمرکز ترتیبی بر هرجومرج همزمان غلبه میکند. نیازی نیست علایق متعدد خود را رها کنید—اما ممکن است لازم باشد آنها را یکییکی دنبال کنید. قبل از رفتن به سراغ پروژه بعدی، تمام توجه خود را به هر پروژه یا هدف معطوف کنید. وقتی مدام در حال تغییر بافت نیستید، پیشرفت انباشته میشود.
به دنبال همافزایی بین سرمایهگذاریهای خود باشید. اگر چندین ایده تجاری را دنبال میکنید، راههایی پیدا کنید که آنها بتوانند از یکدیگر حمایت کنند. آیا یک کسبوکار میتواند برای دیگری محتوا تولید کند؟ آیا مهارتهای توسعهیافته در یک زمینه میتواند در زمینه دیگر کاربرد داشته باشد؟ بهترین کارآفرینان چند-کسبوکاری به جای پروژههای ایزوله، اکوسیستم میسازند.
جامعهای بر پایه اصالت بسازید. مردم با داستانهای واقعی ارتباط برقرار میکنند—از جمله سختیها. تمایل رز برای به اشتراک گذاشتن مسیرش، از جمله اشتباهات و عقبنشینیها، اعتمادی را ایجاد کرد که به پایه و اساس کسبوکار کوچینگ او تبدیل شد.
انضباط مالی خلاقیت را امکانپذیر میکند. ساختار و سیستمهایی که ممکن است برخلاف کارآفرینی خلاقانه به نظر برسند، در واقع ثبات لازم برای پذیرش ریسکهای حسابشده را ایجاد میکنند. اعداد خود را بشناسید، ذخایر را حفظ کنید و فرآیندهایی بسازید که به شکلی کارآمد اجرا شوند.
بازی طولانی کارآفرینی
رز تا دو سال پس از راهاندازی بوتیک و چهار سال پس از شروع کسبوکارش، به کار سازمانی خود ادامه داد. این صبوری ارزشمند بود—او قبل از اینکه هر یک از کسبوکارهایش بتوانند هزینههایش را تأمین کنند، مجبور به کارآفرینی تماموقت نشد.
انتقال از کارمند سازمانی به کارآفرین تماموقت معمولاً طولانیتر از آن چیزی است که صاحبان کسبوکارهای جدید انتظار دارند. کارشناسان پیشنهاد میکنند که به جای ماهها، به یک افق سهساله فکر کنید. داستانهای موفقیتی که شبیه دستاوردهای یکشبه به نظر میرسند، معمولاً سالها پایهسازی در پشت خود دارند.
برای رز، آن سالهای کار در هر دو مسیر شغلی، یک سازش نبود. آنها سرمایهگذاری در ثباتی بودند که برای دنبال کردن کامل علایقش در نهایت به آن نیاز داشت.
امور مالی خود را از روز اول سازماندهی کنید
همانطور که کسبوکار خود را میسازید—چه مانند رز چندپتانسیلی باشید و چه بر روی یک سرمایهگذاری واحد تمرکز لیزری داشته باشید—حفظ سوابق مالی شفاف ضروری است. درک جریان نقدی، ردیابی جریانهای درآمدی متعدد و جدا کردن امور مالی کسبوکار از هزینههای شخصی، پایهای برای تصمیمگیری هوشمندانه ایجاد میکند.
Beancount.io حسابداری متن-ساده را ارائه میدهد که به شما شفافیت و کنترل کامل بر دادههای مالیتان میدهد. هیچ جعبه سیاهی اعداد شما را پنهان نمیکند و هیچ وابستگی به فروشندهای سوابق شما را به دام نمیاندازد. هر تراکنش قابل مشاهده، تحت کنترل نسخه و آماده برای هرگونه تحلیلی است که نیاز دارید. بهطور رایگان شروع کنید و ببینید چرا کارآفرینانی که برای شفافیت ارزش قائل هستند، به حسابداری متن-ساده روی میآورند.
