پرش به محتوای اصلی
Beancount.io Logo

حسابداری توان عملیاتی و نظریه محدودیت‌ها: تنگنای واقعی کسب‌وکار خود را پیدا کنید

منتشر شده آخرین بهروزرسانی زمان مطالعه 11 دقیقهMike ThriftMike Thrift
حسابداری توان عملیاتی و نظریه محدودیت‌ها: تنگنای واقعی کسب‌وکار خود را پیدا کنید

کسب‌وکار شما صد مشکل ندارد. فقط یک مشکل دارد.

دو صاحب فروشگاه را تصور کنید که به یک صفحه‌گسترده یکسان خیره شده‌اند. یکی از آن‌ها کل فصل را صرف حذف دو دقیقه «اتلاف» از هر فرآیندی که پیدا می‌کرد کرده است — صدور سریع‌تر فاکتور، بسته‌بندی سبک‌تر، تأمین‌کننده‌ای کمی ارزان‌تر. هزینه هر واحد او عالی به نظر می‌رسد. اما موجودی حساب بانکی‌اش تکان نخورده است. صاحب دیگر تقریباً همه‌چیز را نادیده گرفت به‌جز یک مرحله بیش‌بار در گردش کار خود — همان یک دستگاه، همان یک صف تأیید، همان یک نفر که تقویمش تعیین می‌کند کل کسب‌وکار در یک ماه چقدر می‌تواند درآمد تولید کند. او همان یک چیز را اصلاح کرد. درآمد بدون استخدام حتی یک نفر جدید، 18% جهش کرد.

این دقیقاً همان مبنای اصلی حسابداری توان عملیاتی و نظریه محدودیت‌ها (TOC) است: بیشتر آنچه حسابداری بهای تمام‌شده سنتی به شما توصیه می‌کند بهینه کنید، در واقع تأثیری بر میزان پولی که کسب‌وکارتان می‌سازد ندارد. فقط یک بخش از سیستم شما این تأثیر را دارد — تنگنا — و همه‌چیز دیگر، به معنای واقعی کلمه، تا زمانی که آن تنگنا برطرف نشود، صرفاً یک عامل حواس‌پرتی است.

این یک نظریه انتزاعی تولید از یک کتاب درسی دانشکده مدیریت نیست. این یک چارچوب تصمیم‌گیری کاربردی است که صاحبان کسب‌وکارهای کوچک، فریلنسرها و شرکت‌های خدماتی می‌توانند از آن استفاده کنند تا بفهمند ساعت بعدی تلاش خود را کجا صرف کنند تا بیشترین بازده ممکن را به دست آورند.

چرا «کاهش هزینه در همه‌جا» به‌آرامی نتیجه معکوس می‌دهد

بهای تمام‌شده استاندارد — روشی که بیشتر کسب‌وکارهای کوچک به‌طور پیش‌فرض از نرم‌افزار حسابداری خود به ارث می‌برند — نیروی کار، سربار و مواد را در سراسر هر واحد تولید تخصیص می‌دهد و سپس به دنبال راه‌هایی برای کاهش هر یک از این تخصیص‌ها می‌گردد. این روش هر بهبود فرآیندی را به یک اندازه ارزشمند در نظر می‌گیرد: اگر بتوانید 5% در هزینه‌های بسته‌بندی و 5% در زمان تعویض یک دستگاه تنگنا صرفه‌جویی کنید، بهای تمام‌شده استاندارد هیچ راهی برای نشان دادن این ندارد که یکی از این‌ها ده برابر مهم‌تر از دیگری است.

الیاهو گلدرات، فیزیک‌دانی که به مشاور مدیریت تبدیل شد و نظریه محدودیت‌ها را در کتاب خود در سال 1984 با عنوان هدف (The Goal) توسعه داد، معتقد بود که این رویکرد کاملاً وارونه است. او مشاهده کرد که کارخانه‌های تولیدی دهه 1980 به نگه‌داشتن «هر دستگاه و هر فرد در 100% از زمان مشغول» به نام کارایی وسواس داشتند — و این وسواس در واقع به آن‌ها آسیب می‌رساند. مشغول نگه‌داشتن ایستگاه‌های غیرتنگنا با حداکثر سرعت فقط باعث انباشت موجودی و کار در جریان ساخت در مقابل همان ایستگاهی می‌شود که نمی‌تواند همگام باشد. نتیجه این می‌شود که انبارهایی پر از محصولات نیمه‌تمام، مهلت‌های از دست رفته، و صورت سود و زیانی دارید که می‌گوید «کارآمد» هستید، در حالی که جریان نقدی‌تان چیز دیگری می‌گوید.

این بینش به‌طور کامل برای یک آژانس پنج‌نفره، یک مشاور مستقل، یا یک کارگاه تولیدی 12 نفره نیز صدق می‌کند: یک ساعت صرفه‌جویی‌شده در هر جایی که محدودیت نیست، یک توهم است. یک ساعت صرفه‌جویی‌شده در محدودیت، یک ساعت است که به درآمد ناخالص شما اضافه می‌شود.

سه عددی که واقعاً اهمیت دارند

حسابداری توان عملیاتی بیشتر دسته‌بندی‌های موجود در یک نمودار حساب‌های سنتی را کنار می‌گذارد و آن‌ها را با سه مورد جایگزین می‌کند:

  • توان عملیاتی (T) — نرخی که کسب‌وکار شما از طریق فروش پول تولید می‌کند، که به‌سادگی به‌صورت قیمت فروش منهای هزینه مواد مستقیم (یا هزینه واقعاً متغیر) محاسبه می‌شود. نیروی کار و سربار عمداً از این محاسبه کنار گذاشته می‌شوند، زیرا در کوتاه‌مدت نمی‌توانید آن‌ها را به همان شکلی که مواد اولیه را تعدیل می‌کنید، تعدیل کنید.
  • سرمایه‌گذاری/موجودی (I) — تمام پولی که در چیزهایی که قصد فروش آن‌ها را دارید قفل شده است: مواد اولیه، کار در جریان ساخت، کالای تمام‌شده، و (در زمینه خدمات) کارهای انجام‌شده‌ای که هنوز صورتحساب نشده و در صف مانده‌اند.
  • هزینه عملیاتی (OE) — هر چیز دیگری که کسب‌وکار برای تبدیل موجودی به توان عملیاتی خرج می‌کند: اجاره، حقوق، اشتراک‌های نرم‌افزاری، هزینه‌های خدمات شهری.

هدف سازمانی، در چارچوب‌بندی گلدرات، به‌طرز شگفت‌انگیزی ساده است: افزایش T همراه با کاهش I و OE. هر تصمیمی — چه چیزی تولید شود، چه چیزی فروخته شود، چه چیزی خودکار شود، به چه چیزی نه گفته شود — در برابر همین یک جمله سنجیده می‌شود.

این تفاوت عمداً در تضاد با حسابداری سنتی حاشیه مشارکت است که معمولاً نیروی کار و سربار متغیر را از قیمت فروش کم می‌کند و سپس نتیجه را «سود هر واحد» می‌نامد. حسابداری توان عملیاتی می‌گوید این رویکرد در کوتاه‌مدت گمراه‌کننده است، زیرا نیروی کار و سربار صرفاً به این دلیل که یک واحد کمتر تولید می‌کنید کوچک نمی‌شوند — آن‌ها در واقع هزینه‌های ثابتی هستند که در بیشتر صورت‌های سود و زیان کسب‌وکارهای کوچک به شکل هزینه‌های متغیر پنهان شده‌اند.

پیدا کردن محدودیت خود

هر سیستمی — یک نانوایی، یک تیم توسعه نرم‌افزار، یک گروه باغبانی، یا یک فروشگاه خرده‌فروشی تک‌شعبه — در هر لحظه دقیقاً یک محدودیت الزام‌آور دارد. این محدودیت می‌تواند یکی از موارد زیر باشد:

  • یک تنگنای فیزیکی: همان یک فر، همان یک دستگاه CNC، همان یک وانت تحویل
  • یک تنگنای سیاستی: یک مرحله تأیید، یک قانون اندازه دسته تولید، یک سیاست زمان‌بندی که دیگر هیچ‌کس آن را زیر سؤال نمی‌برد
  • یک تنگنای بازار: به‌سادگی نداشتن تقاضای کافی — رایج‌ترین محدودیت برای کسب‌وکارهای کوچک، فروش ناکافی است، نه ظرفیت تولید ناکافی
  • یک تنگنای انسانی: تنها عضو تیمی که هر قرارداد را بررسی می‌کند، هر طراحی را تأیید می‌کند، یا هر چک را امضا می‌کند

شما همیشه آن را به یک روش پیدا می‌کنید: به دنبال جایی بگردید که کار در آن انباشته می‌شود. موجودی، تیکت‌های بی‌پاسخ، انبوهی از درخواست‌های خوانده‌نشده، صفی از ساعات کاری صورتحساب‌نشده — هرجا که کار انباشته می‌شود و منتظر می‌ماند، همان محدودیت شماست. در یک رستوران، به‌ندرت کارکنان بخش پذیرایی هستند که تعیین می‌کنند چند میز در یک شب می‌توانید بچرخانید؛ معمولاً این خط آشپزخانه است، و به‌طور خاص، کندترین ایستگاه در آن. در یک آژانس املاک، محدودیت تقریباً هرگز «بستن معاملات» نیست — بلکه تعداد املاکی است که آژانس فهرست کرده است، زیرا بدون موجودی برای فروش، هیچ چیز دیگری در مسیر فروش نمی‌تواند اتفاق بیفتد.

پنج گام تمرکز

زمانی که محدودیت را پیدا کردید، پنج گام تمرکز گلدرات به شما یک ترتیب عملیات می‌دهند — و این ترتیب اهمیت دارد، زیرا بیشتر کسب‌وکارها مستقیماً به گام چهارم می‌پرند و پول خود را هدر می‌دهند.

  1. محدودیت را شناسایی کنید. آن یک منبع، سیاست یا فرد را پیدا کنید که خروجی سیستم شما را محدود می‌کند. در برابر وسوسه نام بردن از دو یا سه «تنگنا» مقاومت کنید — در هر لحظه فقط یک محدودیت الزام‌آور وجود دارد.
  2. از محدودیت حداکثر بهره‌برداری را بکنید. قبل از خرج کردن حتی یک دلار، هر ذره از ظرفیت موجود آن را بیرون بکشید. زمان توقف آن را حذف کنید، وظایفی که نیازی نیست در محدودیت انجام شوند را کنار بگذارید، کارهای راه‌اندازی آن را دسته‌بندی کنید، یا ساعات کاری آن را جابه‌جا کنید. یک دقیقه بیکاری در تنگنا، یک واحد توان عملیاتی است که برای همیشه و برای کل کسب‌وکار از دست رفته است — راهی برای جبران آن در آینده وجود ندارد.
  3. همه‌چیز دیگر را تابع این تصمیم کنید. هر مرحله غیرمحدودیتی اکنون باید با هر سرعتی که محدودیت را تغذیه‌شده نگه می‌دارد کار کند — نه با حداکثر کارایی خودش. این ضدشهودی‌ترین گام است: شما عمداً اجازه می‌دهید برخی دستگاه‌ها، کارکنان یا فرآیندها به‌جای تولید بیش از حد، بیکار بمانند، زیرا کار اضافی در جریان ساخت در مقابل تنگنا کمکی نمی‌کند — بلکه فقط سیستم را مسدود می‌کند و نقدینگی را در موجودی قفل می‌کند.
  4. محدودیت را ارتقا دهید. فقط پس از اینکه گام‌های 2 و 3 به طور کامل به کار گرفته شدند، پول خرج کنید — یک نفر دیگر استخدام کنید، یک دستگاه دوم بخرید، مازاد کار را برون‌سپاری کنید — تا ظرفیت فیزیکی محدودیت را افزایش دهید.
  5. بدون رضایت‌مندی، تکرار کنید. به محض اینکه یک محدودیت را به اندازه کافی ارتقا دهید، تنگنا به جای دیگری در سیستم منتقل می‌شود. به گام 1 بازگردید. کسب‌وکارهایی که این را یک اصلاح یک‌باره در نظر می‌گیرند، نه یک چرخه مداوم، معمولاً شاهد فرسایش آرام دستاوردهای خود هستند.

نتایج در دنیای واقعی معمولاً سریع ظاهر می‌شوند: کسب‌وکارهایی که تنها با بهره‌برداری و تبعیت کار می‌کنند — پیش از خرج کردن هرگونه پول در گام 4 — معمولاً ظرف دو تا شش هفته شاهد افزایش قابل‌اندازه‌گیری در توان عملیاتی و کاهش زمان تحویل و کار در جریان ساخت هستند، تنها به این دلیل که تغذیه یک منبع از قبل بیش‌بار را با کار بیشتر متوقف کرده‌اند.

نسبت حسابداری توان عملیاتی: تصمیم بهتر برای ترکیب محصول

زمانی که یک کسب‌وکار بیش از یک محصول یا خدمت می‌فروشد و محدودیت نمی‌تواند هر آنچه تقاضا می‌خواهد را تولید کند، حسابداری توان عملیاتی یک ابزار رتبه‌بندی مشخص در اختیار شما قرار می‌دهد: نسبت حسابداری توان عملیاتی (TPAR).

Return per constraint-hour = (Selling price − Direct material cost) ÷ Constraint minutes required per unit
Cost per constraint-hour = Total operating expense ÷ Total available constraint minutes
TPAR = Return per constraint-hour ÷ Cost per constraint-hour

TPAR بالاتر از 1.0 به این معناست که آن محصول یا خدمت، پول نقد را سریع‌تر از آنچه کسب‌وکار می‌سوزاند تولید می‌کند — و ارزش اولویت‌بندی در محدودیت را دارد. TPAR کمتر از 1.0 عکس این را نشان می‌دهد، حتی اگر آن محصول تحت یک مدل بهای تمام‌شده سنتی هر واحد سودآور به نظر برسد. دقیقاً همین‌جاست که حسابداری توان عملیاتی تصمیم‌های اشتباه بهای تمام‌شده استاندارد را وارونه می‌کند: محصولی با حاشیه سود بسیار بالا در هر واحد می‌تواند استفاده وحشتناکی از تنگنای شما باشد، اگر ساعات محدودیت بسیار بیشتری نسبت به محصولی با حاشیه سود پایین‌تر که سریع جریان پیدا می‌کند مصرف کند. هر محصول یا خدمتی را بر اساس توان عملیاتی در هر دقیقه محدودیت رتبه‌بندی کنید، نه بر اساس درصد حاشیه سود ناخالص، و بگذارید محدودیت — نه فهرست قیمت شما — تصمیم بگیرد چه چیزی ابتدا تولید شود.

جایی که این موضوع فراتر از خط تولید کارخانه دیده می‌شود

کسب‌وکارهای خدماتی حتی بدون داشتن یک خط تولید، همین پویایی را تجربه می‌کنند:

  • یک آژانس بازاریابی دیجیتال متوجه می‌شود محدودیتش طراحان یا کپی‌رایترها نیستند — بلکه زمان بازگشت بازخورد مشتری است. کار در انتظار تأیید نهایی انباشته می‌شود. راه‌حل (گام 2، بهره‌برداری) اغلب یک توافق‌نامه سطح خدمت برای بازخورد در همان روز است، نه استخدام یک نفر دیگر.
  • یک مطب پزشکی یا دندان‌پزشکی متوجه می‌شود که ظرفیت پذیرش بیمار نه با اتاق‌های معاینه، بلکه با یک هماهنگ‌کننده برنامه‌ریزی که به‌صورت دستی نوبت‌ها را تأیید می‌کند محدود شده است. خودکارسازی همین یک مرحله (پیش از استخدام یک کارمند پذیرش دیگر) پراهرم‌ترین دلاری است که مطب می‌تواند خرج کند.
  • یک شرکت مشاوره نرم‌افزاری متوجه می‌شود محدودیتش بازبینی کد است — یک مهندس ارشد هر درخواست ادغام (pull request) را تأیید می‌کند. تابع کردن همه‌چیز دیگر به این معناست که توسعه‌دهندگان جوان عمداً پول‌ریکوئست‌های کوچک‌تر و تمیزتر را دسته‌بندی می‌کنند، به‌جای اینکه با کارهای موازی نیمه‌تمام که در انتظار همان یک بازبین انباشته می‌شوند «مشغول» بمانند.

در هر مورد، درس یکسان است: آن یک منبعی را که واقعاً درآمد را محدود می‌کند شناسایی کنید، از زمان آن بی‌رحمانه محافظت کنید، و اندازه‌گیری موفقیت را بر اساس اینکه بقیه چقدر مشغول به نظر می‌رسند متوقف کنید.

اعدادی که این تصمیم را هدایت می‌کنند در یک مکان نگه دارید

اعمال درست نظریه محدودیت‌ها به این بستگی دارد که بتوانید به‌سرعت ببینید موجودی و کار در جریان ساخت واقعاً کجا انباشته می‌شود — و این کار زمانی سخت است که دفاتر شما در ده‌ها ابزار غیرمرتبط پراکنده باشند یا داخل یک پلتفرم حسابداری جعبه‌سیاه قفل شده باشند. حسابداری متن‌ساده این کار را آسان‌تر می‌کند: چون کل دفتر کل شما در فایل‌های متنی نسخه‌کنترل‌شده زندگی می‌کند، می‌توانید دقیقاً پرس‌وجو کنید که چقدر پول نقد در کارهای صورتحساب‌نشده، موجودی فروخته‌نشده، یا یک خط محصول کندفروش قفل شده است، بدون اینکه منتظر تولید یک گزارش بمانید. Beancount.io همان دفتر کل متن‌ساده را با یک رابط کاربری مدرن روی آن در اختیار شما قرار می‌دهد — شفاف، قابل‌ممیزی، و ساخته‌شده برای صاحبانی که می‌خواهند اعداد واقعی خود را ببینند، نه فقط خلاصه یک داشبورد. مستندات را بررسی کنید تا ببینید چگونه ساختارهای حساب به یک دیدگاه سبک توان عملیاتی از کسب‌وکار شما نگاشت می‌شوند، Fava را برای مشاهده تصویری اینکه پول نقد و موجودی واقعاً کجا قرار دارند بررسی کنید، یا قیمت‌گذاری ما را ببینید تا رایگان شروع کنید.

این مقاله را به‌اشتراک بگذارید

زمان مطالعه 10 دقیقه

تحلیل نقطه سر به سر: یک کسب‌وکار کوچک برای رسیدن به سود باید چند واحد بفروشد؟

نقطه سر به سر بر حسب واحد برابر است با کل هزینه‌های ثابت تقسیم بر حاشیه سود…

small-business
profitability
زمان مطالعه 12 دقیقه

تحلیل نقطه سر به سر و حاشیه سود نهایی: فرمولی که هر کسب‌وکار کوچکی باید ماهانه اجرا کند

راهنمای عملی برای تحلیل نقطه سر به سر شامل فرمول حاشیه سود نهایی، روش موزون…

small-business
pricing-strategies
زمان مطالعه 9 دقیقه

حاشیه سود: راهنمای کامل برای صاحبان کسب‌وکارهای کوچک

بیاموزید که چگونه حاشیه سود ناخالص، عملیاتی و خالص را محاسبه کنید، چه چیزی به…

profit-margins
profitability
زمان مطالعه 9 دقیقه

حاشیه مشارکت چیست: عددی که می‌گوید یک فروش ارزش انجام دادن دارد یا نه

حاشیه مشارکت یعنی درآمد فروش منهای هزینه‌های متغیر: عددی به‌ازای هر واحد که…

accounting-basics
profitability
زمان مطالعه 9 دقیقه

هزینه های عمومی، اداری و فروش (SG&A): چیستی، نحوه محاسبه و اهمیت آن‌ها

بیاموزید هزینه های SG&A (فروش، عمومی و اداری) چیست، چگونه نسبت SG&A را محاسبه…

accounting
small-business