۱۰ اشتباه در رشد کسب و کارهای کوچک که می تواند موفقیت شما را متوقف کند
رشد هدف هر صاحب کسبوکار کوچکی است، اما دقیقاً همانجایی است که بسیاری از کسبوکارها دچار لغزش میشوند. آمارها تأملبرانگیز هستند: در حالی که تنها حدود ۲۰٪ از کسبوکارها در سال اول شکست میخورند، تقریباً ۵۰٪ آنها از سال پنجم فراتر نمیروند. در طول آن سالهای حیاتیِ رشد چه اتفاقی میافتد که باعث شکست بسیاری از کسبوکارهای آیندهدار میشود؟
پاسخ اغلب در عوامل خارجی نیست، بلکه در اشتباهات قابل اجتنابی است که در حین توسعه رخ میدهند. رشد همهچیز را تقویت میکند — از جمله نقاط ضعفی که ممکن است در زمان کوچک بودنِ عملیات متوجه آنها نشده باشید. درک این چالشها پیش از مواجهه با آنها میتواند مرز بین موفقیت پایدار و تبدیل شدن به آماری دیگر در میان شکستخوردگان باشد.
اشتباه ۱: مقیاسپذیری بدون استراتژی روشن
بسیاری از کارآفرینان در مرحله راهاندازی بر اساس غریزه عمل میکنند و این روش برای مدتی جواب میدهد. اما چیزی که شما را به ۱۰۰,۰۰۰ دلار درآمد رسانده است، لزوماً شما را به ۱ میلیون دلار نخواهد رساند. رشد بدون نقشه راه، صرفاً هرجومرجی است که شتاب گرفته است.
یک استراتژی رشد روشن شامل موارد زیر است:
- اهداف مشخص و قابل اندازهگیری (نه فقط «رشد کسبوکار»)
- زمانبندی برای دستیابی به نقاط عطف
- نیازمندیهای منابع در هر مرحله
- ارزیابی ریسک و برنامههای جایگزین
چگونه از آن اجتناب کنیم: قبل از پیگیری رشد، استراتژی خود را مستند کنید. موفقیت در ۶ ماه آینده چگونه است؟ ۱۲ ماه آینده چطور؟ چه معیارهایی را دنبال خواهید کرد؟ یک هدف مبهم مانند «افزایش درآمد» مفید نیست — «جذب ۵۰ مشتری جدید در فصل اول از طریق تبلیغات هدفمند در لینکدین» به شما چیزی عینی برای اجرا و اندازهگیری میدهد.
اشتباه ۲: مدیریت نادرست جریان نقدی در طول توسعه
این عامل اصلی شکست است. مطالعات نشان میدهند که ۸۲٪ از شکستهای تجاری را میتوان به مشکلات جریان نقدی نسبت داد. و نکته تلخ اینجاست: رشد اغلب جریان نقدی را پیش از آنکه بهتر کند، بدتر میکند.
هنگامی که مقیاس خود را افزایش میدهید، معمولاً پیش از آنکه بازدهی را مشاهده کنید، در حال خرج کردن پول هستید. شما نیرو استخدام میکنید، موجودی کالا میخرید، در بازاریابی سرمایهگذاری میکنید — همه اینها پیش از آن است که این سرمایهگذاریها درآمد ایجاد کنند. یک کسبوکار که روی کاغذ سودآور است، همچنان میتواند با کمبود نقدینگی مواجه شود.
چگونه از آن اجتناب کنیم: یک پیشبینی جریان نقدی ۱۳ هفتهایِ چرخشی تهیه کنید و آن را به صورت هفتگی بهروزرسانی کنید. این کار به شما دید کافی نسبت به کمبودهای آتی، پیش از تبدیل شدن به وضعیت اضطراری را میدهد. چرخه تبدیل نقدینگی خود را بشناسید — یعنی چقدر طول میکشید تا از زمان خرج کردن پول به دریافت پرداخت برسید — و بر اساس آن برنامهریزی کنید. پیش از آنکه به اعتبار نیاز داشته باشید، زمانی که وضعیت مالی شما قوی به نظر میرسد، به فکر ایجاد یک خط اعتباری باشید.
اشتباه ۳: استخدام بیش از حد سریع (یا بیش از حد کند)
استخدام یکی از سرنوشتسازترین تصمیماتی است که کسبوکارهای در حال رشد میگیرند و زمانبندی آن دشوار است. استخدام بیش از حد سریع باعث میشود پیش از رسیدن درآمد، نقدینگی خود را صرف حقوقها کنید. استخدام بیش از حد کند نیز باعث فرسودگی تیم فعلی، از دست دادن ارتباط با مشتریان و از دست رفتن فرصتها میشود.
استخدامهای نامناسب هزینهبر هستند. تحقیقات صنعتی نشان میدهد که یک استخدام بد با در نظر گرفتن هزینههای جذب، آموزش، کاهش بهرهوری و هزینه جایگزینی نهایی، میتواند دهها هزار دلار هزینه داشته باشد.
چگونه از آن اجتناب کنیم: بر اساس تقاضای فعلی استخدام کنید، نه بر اساس تقاضای پیشبینی شده. اگر در حال بررسی یک جایگاه شغلی جدید هستید، بپرسید: «امروز چه کاری انجام نمیشود که این فرد انجام خواهد داد؟» اگر نمیتوانید پاسخ مشخصی بدهید، احتمالاً هنوز آماده استخدام نیستید.
هنگام استخدام، کیفیت را بر سرعت اولویت دهید. یک کارمند عالی ممکن است در ابتدا هزینه بیشتری داشته باشد، اما به طرز چشمگیری بهرهوری بالاتری خواهد داشت و مدت طولانیتری میماند. زمانی که در مورد تقاضای بلندمدت مطمئن نیستید، قراردادهای پروژهای یا پارهوقت را در نظر بگیرید — این کار به شما اجازه میدهد نیروی کار خود را بدون تعهد بیش از حد، مقیاسبندی کنید.
اشتباه ۴: بله گفتن به تمام فرصتها
در اوایل کسبوکار، بله گفتن به همهچیز منطقی است. شما به مشتری، درآمد و تجربه نیاز دارید. اما در طول مسیر رشد، بله گفتن به همهچیز تبدیل به یک تله میشود.
هر فرصت جدید منابعی شامل زمان، پول و تمرکز را مصرف میکند. پذیرش کارهایی خارج از شایستگیهای محوری شما، اغلب به معنای حاشیه سود کمتر، منحنی یادگیری تندتر و انحراف از تخصص اصلی شماست. دنبال کردن همزمان فرصتهای زیاد به این معنی است که هیچکدام از آنها تمرکز لازم برای موفقیت را دریافت نمیکنند.
چگونه از آن اجتناب کنیم: چارچوبی برای ارزیابی فرصتها ایجاد کنید. عواملی مانند موارد زیر را در نظر بگیرید:
- همسویی با کسبوکار اصلی شما
- پتانسیل سودآوری
- نیازمندیهای منابع
- ارزش استراتژیک فراتر از درآمد فوری
یک ماتریس تأثیر-تلاش ایجاد کنید: فرصتها را بر اساس تأثیر بالقوه و تلاش مورد نیاز ترسیم کنید. ابتدا بر فرصتهایی با تأثیر بالا و تلاش منطقی تمرکز کنید. یاد بگیرید که به بقیه موارد فعلاً بگویید «نه».
اشتباه ۵: نادیده گرفتن سیستمها و فرآیندها
آنچه با ۵ کارمند کار میکند، در ۱۵ کارمند از کار میافتد. آنچه با ۱۰۰ مشتری جواب میدهد، با ۱,۰۰۰ مشتری با شکست مواجه میشود. رشد فقط به معنای انجام کاره ای قبلی به مقدار بیشتر نیست — بلکه به معنای انجام متفاوت کارهاست.
بسیاری از کسبوکارها بدون ارتقای زیرساختهای خود مقیاس میگیرند. آنها همچنان عملیات حیاتی را روی صفحات گسترده اجرا میکنند، تصمیمات را بر اساس شهود و غریزه میگیرند و به دانش سازمانی که فقط در ذهن افراد است تکیه میکنند. این امر باعث ایجاد گلوگاهها، خطاها و در نهایت بحران میشود.
چگونه از آن اجتناب کنیم: فرآیندهای خود را قبل از مقیاسبندی مستند کنید، سپس همگام با رشد، آنها را به صورت سیستماتیک ارتقا دهید. بزرگترین نقاط ضعف خود را شناسایی کنید — جاهایی که امور مختل میشوند، خطاها رخ میدهند و گلوگاهها شکل میگیرند — و رفع آنها را در اولویت قرار دهید.
روی سیستمهایی سرمایهگذاری کنید که قابلیت مقیاسپذیری دارند: نرمافزارهای حسابداری که میتوانند حجم تراکنشهای بالاتر را مدیریت کنند، ابزارهای مدیریت پروژه که تیمهای در حال رشد را هماهنگ نگه میدارند، و سیستمهای مدیریت ارتباط با مشتری که ردِ مشتریان بالقوه را گم نمیکنند. هزینه این سرمایهگذاریها به مراتب کمتر از هزینه هرجومرجی است که در نتیجه بزرگتر شدن از ابزارهای فعلیتان ایجاد میشود.