Beancount.io LogoBeancount.io

محاسبه بهای تمام شده پروژه برای پیمانکاران: بار هزینه دستمزد، کدهای هزینه و هزینه‌های تعهد شده

زمان مطالعه 11 دقیقهMike ThriftMike Thrift
محاسبه بهای تمام شده پروژه برای پیمانکاران: بار هزینه دستمزد، کدهای هزینه و هزینه‌های تعهد شده

از یک پیمانکار بپرسید کار چطور پیش رفت و معمولاً یک احساس دریافت خواهید کرد، نه یک عدد. "آن یکی سخت بود." "در بازسازی آشپزخانه پول خوبی درآوردیم." "پروژه کف‌پوش سردرد بود." موجودی بانک بالا رفته، پس لابد اوضاع روبه‌راه است.

سپس صورت‌های مالی پایان سال از راه می‌رسند و تصویر زشت‌تر از آن چیزی است که احساسات نشان می‌دادند. شرکت ۲.۱ میلیون دلار صورت‌حساب صادر کرده، ساعت‌های کاری طاقت‌فرسایی داشته و ۴ درصد سود خالص کسب کرده است. جایی در آن چهل پروژه، پول نشت کرده است — اما بدون هزینه‌یابی پروژه، راهی برای دانستن اینکه کدام پروژه‌ها نشت داشته‌اند، چقدر یا چرا، وجود ندارد.

هزینه‌یابی پروژه نظمی است که "آن یکی سخت بود" را به "ما ۷۴۰۰ دلار در پروژه هندرسون ضرر کردیم چون دستمزد اسکلت‌بندی ۶۰ ساعت بیشتر از حد مجاز شد و هیچ‌کس تا زمان تسویه متوجه آن نشد" تبدیل می‌کند. این ارزشمندترین روش حسابداری است که یک پیمانکار یا کسب‌وکار فنی می‌تواند به کار بگیرد، و اکثر کارگاه‌های کوچک آن را بد انجام می‌دهند یا اصلاً انجام نمی‌دهند.

هزینه‌یابی پروژه در واقع چیست

هزینه‌یابی پروژه هر دلار هزینه را به پروژه خاصی که باعث آن شده اختصاص می‌دهد. به جای یک دسته بزرگ با برچسب "دستمزد" و دیگری با برچسب "مصالح"، هر پروژه دفتر کل مخصوص به خود را دارد. وقتی یک نجار هشت ساعت کار ثبت می‌کند، آن ساعت‌ها در یک پروژه می‌نشینند. وقتی الوار تحویل داده می‌شود، آن فاکتور در یک پروژه ثبت می‌شود. وقتی یک بالابر را برای دو هفته اجاره می‌کنید، هزینه اجاره در یک پروژه ثبت می‌شود.

این برعکس هزینه‌یابی مرحله‌ای است که برای کسب‌وکارهایی مناسب است که واحدهای یکسان تولید می‌کنند — مانند یک کارخانه بطری‌سازی یا یک تولیدکننده کالاهای پایه. در آنجا، هر واحد تقریباً هزینه یکسانی دارد، بنابراین میانگین‌گیری به خوبی عمل می‌کند. پیمانکاران برعکس عمل می‌کنند: هر پروژه سفارشی است. بازسازی یک حمام و اضافه کردن یک تراس تقریباً هیچ ساختار هزینه مشترکی ندارند. میانگین‌گیری در میان آن‌ها، هر آنچه اهمیت دارد را پنهان می‌کند.

خروجی هزینه‌یابی پروژه، گزارش هزینه پروژه است — مقایسه‌ای مستمر بین آنچه برآورد کرده‌اید و آنچه واقعاً هزینه کرده‌اید، که به تفکیک دسته‌بندی برای هر پروژه فعال ارائه می‌شود. اگر درست خوانده شود، به شما می‌گوید که یک پروژه در حال ضرردهی است، در حالی که هنوز می‌توانید کاری برای آن انجام دهید.

چهار دسته هزینه اصلی

هر سیستم هزینه‌یابی پروژه، چهار دسته یکسان را دنبال می‌کند. اگر این‌ها را شفاف و ثابت نگه دارید، بقیه موارد خود به خود حل می‌شوند.

۱. دستمزد مستقیم

دستمزد افرادی که به صورت فیزیکی کار را در آن پروژه انجام می‌دهند. این ساده به نظر می‌رسد و رایج‌ترین جایی است که پیمانکاران اشتباه می‌کنند — نه به این دلیل که پیگیری ساعت‌ها را فراموش می‌کنند، بلکه به این دلیل که به جای دستمزد همراه با سربار (burdened)، دستمزد خالص را پیگیری می‌کنند. در بخش بعدی بیشتر به این موضوع می‌پردازیم، زیرا ارزش بررسی جداگانه را دارد.

۲. مصالح مستقیم

الوار، شیرآلات، بتن، سیم، درای‌وال — هر چیزی که به صورت فیزیکی در پروژه به کار می‌رود. نظم در اینجا یعنی کدگذاری هر فاکتور تامین‌کننده برای پروژه صحیح در همان روز رسیدن، نه در پایان ماه که هیچ‌کس به یاد نمی‌آورد کدام محموله به کجا رفته است. انبوهی از فاکتورهای بدون کد، به معنای شکست خوردن سیستم هزینه‌یابی پروژه است.

۳. پیمانکاران جزء و تجهیزات

هزینه‌های پیمانکار جزء، اجاره تجهیزات، هزینه‌های تخلیه نخاله، مجوزها و سایر هزینه‌های مستقیم پروژه. این‌ها درست مانند مصالح همراه با پروژه ثبت می‌شوند. اگر به جای اجاره، مالک تجهیزات هستید، معمولاً هزینه‌ای داخلی به ازای هر ساعت یا هر روز به پروژه‌ها اختصاص می‌دهید تا هر پروژه سهم عادلانه‌ای از هزینه مالکیت را جذب کند.

۴. سربار (هزینه‌های غیرمستقیم)

هزینه‌هایی که شرکت را سرپا نگه می‌دارند اما نمی‌توان آن‌ها را به یک پروژه خاص ردیابی کرد: دفتر کار، حقوق تخمین‌زننده، نرم‌افزار حسابداری، بیمه مسئولیت عمومی، خودروی مالک، بازاریابی. سربار فقط به این دلیل که تخصیص آن دشوار است ناپدید نمی‌شود — باید بین پروژه‌ها تسهیم شود، که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

تله بار مالی دستمزد

این اشتباهی است که بی‌صدا حاشیه سود پیمانکاران را نابود می‌کند.

یک اسکلت‌بند ۳۰ دلار در ساعت حقوق می‌گیرد. پیمانکار ۳۰ دلار را می‌بیند، با استفاده از ۳۰ دلار قیمت می‌دهد و هزینه پروژه را با ۳۰ دلار در ساعت پیگیری می‌کند. اما ۳۰ دلار هزینه‌ای نیست که آن اسکلت‌بند ایجاد می‌کند. علاوه بر دستمزد، موارد زیر نیز وجود دارند:

  • مالیات بر حقوق کارفرما (تامین اجتماعی، بیمه بیکاری فدرال و ایالتی)
  • بیمه غرامت دستمزد کارگران — اغلب ۸ تا ۱۵ درصد حقوق برای مشاغل فنی، و برای سقف‌سازان بسیار بالاتر
  • بیمه سلامت و حق بازنشستگی
  • مرخصی با حقوق، تعطیلات، آموزش و گواهی‌نامه‌ها
  • ابزارهای کوچک، هزینه تلفن، هزینه‌های خودرو

مجموع این‌ها را که حساب کنید، نرخ دستمزد با سربار کامل معمولاً ۳۰ تا ۵۰ درصد بالاتر از دستمزد پایه است. آن اسکلت‌بند ۳۰ دلاری در واقع ۴۲ تا ۴۵ دلار در ساعت هزینه دارد.

اگر گزارش‌های هزینه پروژه شما از همان ۳۰ دلار خالص استفاده کنند، هر گزارش به یک شکل دروغ می‌گوید: پروژه‌ها در میانه راه سودآور به نظر می‌رسند و در زمان تسویه ناامیدکننده می‌شوند. شما فکر می‌کنید حاشیه سود ۱۸ درصدی دارید، در حالی که در واقع ۸ درصد است. پروژه بعدی را بر اساس همان عدد اشتباه قیمت‌گذاری می‌کنید و قیمت را پایین‌تر از حد واقعی می‌دهید. خطا انباشته می‌شود.

سالی یک بار بار مالی دستمزد خود را محاسبه کنید. کل هزینه‌های سالانه مرتبط با نیروی کار (دستمزد به علاوه تمام موارد بالا) را بر کل دستمزدهای تولیدی تقسیم کنید، و یک ضریب سربار به دست می‌آورید — مثلاً ۱.۳۸. آن را در هر ساعت در هر گزارش هزینه پروژه اعمال کنید. این بالاترین اهرم اصلاح در حسابداری پیمانکاری است.

تخصیص هزینه‌های سربار با نرخ از پیش تعیین شده

هزینه‌های سربار را نمی‌توان مستقیماً به یک پروژه خاص نسبت داد، بنابراین با استفاده از نرخی که در ابتدای سال تعیین می‌کنید، تخصیص داده می‌شوند. فرمول استاندارد به این صورت است:

نرخ سربار = هزینه‌های سربار سالانه برآوردی ÷ مبنای تخصیص سالانه برآوردی

مبنای تخصیص هر چیزی است که باعث ایجاد هزینه‌های سربار شما می‌شود — اکثر پیمانکاران از ساعات کار مستقیم یا کل هزینه مستقیم پروژه استفاده می‌کنند. مثال: شما انتظار ۳۶۰,۰۰۰ دلار هزینه سربار برای سال آینده و ۲۴,۰۰۰ ساعت کار مستقیم دارید. نرخ شما ۱۵ دلار سربار به ازای هر ساعت کار است. هر پروژه به ازای هر ساعت کار انجام شده روی آن، ۱۵ دلار جذب می‌کند.

از آنجایی که این نرخ یک برآورد است، سربار واقعی کمی بالاتر یا پایین‌تر از مقداری خواهد بود که تخصیص داده‌اید. در پایان سال، مانده‌ای تحت عنوان «بیش‌تخصیص‌یافته» یا «کم‌تخصیص‌یافته» خواهید داشت که به حساب بهای تمام شده کالای فروش رفته بسته می‌شود (یا اگر مبلغ آن زیاد باشد، بین پروژه‌ها تسهیم می‌شود). اجازه ندهید این اصلاح جزئی شما را بترساند — تخصیص غیردقیق هزینه‌های سربار در طول سال، بسیار بهتر از نادیده گرفتن آن و «کشف» حاشیه سود واقعی تنها در زمان تکمیل اظهارنامه مالیاتی است.

کدهای هزینه: سیستم بایگانی

کدهای هزینه دسته‌بندی‌هایی هستند که هزینه‌های خام را به یک گزارش خوانا تبدیل می‌کنند. به جای یک ردیف کلی برای «مصالح»، یک پروژه بازسازی ممکن است به بخش‌های بتن، اسکلت‌بندی، برق، لوله‌کشی، نازک‌کاری و غیره تقسیم شود. صنعت ساختمان دارای یک استاندارد رسمی به نام CSI MasterFormat است که در بخش‌هایی مانند بخش ۰۳ (بتن) و بخش ۰۹ (نازک‌کاری) سازماندهی شده و سازندگان تجاری بزرگ بر اساس آن عمل می‌کنند.

اکثر پیمانکاران کوچک نباید از تمام کدهای MasterFormat استفاده کنند. یک لیست ساده شده از ۱۵ تا ۳۰ کد که کارهای واقعی شما را پوشش می‌دهد، بهتر از یک استاندارد ۶۰۰ خطی است که هرگز به طور مداوم از آن استفاده نخواهید کرد. سه قانون باعث کارآمدی کدهای هزینه می‌شوند:

۱. مختصر نگه دارید. حرفه‌هایی را که نه خودتان انجام می‌دهید و نه به پیمانکار فرعی می‌سپارید، اضافه نکنید. جزئیاتی که نتوانید آن‌ها را به‌روز نگه دارید، فقط باعث سردرگمی می‌شوند. ۲. در تمام پروژه‌ها یکسان عمل کنید. از همان ساختار کدها در هر پروژه استفاده کنید، حتی اگر برخی کدها در پروژه‌های کوچک بلااستفاده بمانند. ثبات چیزی است که به شما امکان می‌دهد یک پروژه امسال را با پروژه‌ای مشابه در دو سال پیش مقایسه کنید. ۳. برای همه چیز از یک مجموعه کد استفاده کنید. اشتباه مهلک کلاسیک: تخمین‌زننده با یک مجموعه کد قیمت می‌دهد و مدیر پروژه با مجموعه‌ای دیگر هزینه‌ها را پیگیری می‌کند. این ناهماهنگی، پیوند بین برآورد و واقعیت را از بین می‌برد — در حالی که مقایسه «برآورد در مقابل واقعیت» تمام هدف این کار است.

هزینه‌های تعهد شده: دیدن فراتر از لحظه حال

گزارش هزینه پروژه‌ای که فقط پول‌های خرج شده را نشان می‌دهد، مانند نگاه کردن به آینه عقب خودرو است. عددی که از بروز فاجعه جلوگیری می‌کند، هزینه تعهد شده است.

هزینه تعهد شده پولی است که شما متعهد به پرداخت آن شده‌اید اما هنوز پرداخت نکرده‌اید — یک قرارداد فرعی امضا شده، یک سفارش خرید صادر شده، یا سفارش مصالحی که ثبت شده اما صورت‌حساب آن هنوز نرسیده است. فرض کنید پروژه‌ای ۵۰,۰۰۰ دلار بودجه دارد، شما ۳۰,۰۰۰ دلار خرج کرده‌اید و برای ۲۵,۰۰۰ دلار دیگر سفارش خرید صادر کرده‌اید. گزارش «فقط هزینه‌کرد» می‌گوید ۲۰,۰۰۰ دلار باقی مانده است. اما واقعیت این است: شما قبلاً ۵۵,۰۰۰ دلار را در مقابل بودجه ۵۰,۰۰۰ دلاری متعهد شده‌اید. شما ۵,۰۰۰ دلار از بودجه فراتر رفته‌اید و می‌توانید این را امروز ببینید — قبل از رسیدن صورت‌حساب‌ها — نه در زمان اتمام کار.

هزینه پیش‌بینی شده در زمان تکمیل = هزینه‌های واقعی تا امروز + هزینه‌های تعهد شده + هزینه برآوردی برای اتمام کارهای باقی‌مانده

این عدد را به صورت هفتگی پیگیری کنید تا پروژه دیگر شما را غافلگیر نکند.

خواندن گزارش سودآوری پروژه

یک گزارش هزینه مفید پروژه، پنج ستون را در کنار هم برای هر کد هزینه قرار می‌دهد:

ستونآنچه به شما می‌گوید
برآورد اولیهمبلغی که در مناقصه برای این دسته پیشنهاد دادید
هزینه‌ها تا امروزهزینه‌های واقعی (شامل سربار) که تاکنون ایجاد شده است
هزینه‌های تعهد شدهسفارش‌های خرید و قراردادهای فرعی که هنوز صورت‌حساب نشده‌اند
هزینه تا تکمیلبرآورد فعلی شما از هزینه‌های باقی‌مانده
انحراف پیش‌بینی شدهبرآورد اولیه منهای مجموع پیش‌بینی شده — نتیجه نهایی

ستون انحراف پیش‌بینی شده را بررسی کنید. کدی که در حالی که پروژه تنها ۴۰ درصد پیشرفت داشته، فراتر از بودجه می‌رود، آتشی است که هنوز می‌توانید خاموش کنید — تیم را دوباره سازماندهی کنید، در مورد دستور تغییر مذاکره کنید، یا دامنه کار را محدودتر کنید. همان مازاد هزینه‌ای که در پایان کار کشف شود، فقط ضرری است که باید آن را توجیه کنید.

گزارش را به صورت هفتگی برای هر پروژه فعال اجرا کنید. محاسبه هزینه پروژه به صورت ماهانه، مانند درس تاریخ است؛ اما به صورت هفتگی، مانند فرمان هدایت خودرو عمل می‌کند.

چرا سوابق دقیق، محاسبه هزینه پروژه را ممکن می‌سازد

محاسبه هزینه پروژه تنها در صورتی کار می‌کند که دفترداری زیربنایی تمیز و به‌روز باشد. در هر بار اجرای لیست حقوق، ساعت‌ها باید به تفکیک پروژه تقسیم شوند. هر صورت‌حساب تامین‌کننده باید قبل از ثبت، دارای یک پروژه و یک کد هزینه باشد. هر دستور تغییر باید بودجه مربوطه را به‌روز کند. اگر تراکنش‌ها به مدت سه هفته بدون کدگذاری انباشته شوند، گزارش‌های هزینه پروژه شما تخیلی خواهند بود — و شما بر اساس اعداد تخیلی، تصمیمات واقعی خواهید گرفت.

اینجاست که حسابداری منضبط و شفاف، هزینه خود را جبران می‌کند. وقتی هر تراکنش یک بار و به درستی کدگذاری شده و در قالبی ذخیره شود که واقعاً بتوانید آن را بازرسی کنید، گزارش هزینه پروژه به جای یک بازسازی دردناک در پایان ماه، به محصول جانبیِ یک دفترداری خوب تبدیل می‌شود. پیمانکارانی که دفترداری را به عنوان یک عادت روزانه — و نه یک تکاپوی سه ماهه — در نظر می‌گیرند، کسانی هستند که می‌توانند به گزارش‌های هزینه پروژه خود اعتماد کنند.

هزینه‌های پروژه خود را از روز اول شفاف نگه دارید

محاسبه هزینه پروژه یک ویژگی نرم‌افزاری نیست که بخرید؛ بلکه عادتی است برای اختصاص دادن هر هزینه به پروژه‌ای که باعث ایجاد آن شده (با احتساب سربار) و در مقابل مجموعه‌ای ثابت از کدهای هزینه، تا زمانی که هنوز می‌توانید اقدام کنید. سربار دستمزد را به درستی محاسبه کنید، هزینه‌های سربار را با نرخ از پیش تعیین شده تخصیص دهید، هزینه‌های تعهد شده را پیگیری کنید و ستون انحراف را هفتگی بخوانید — آنگاه جمله «آن پروژه سخت بود» به عددی تبدیل می‌شود که می‌توانید آن را مدیریت کنید.

سایت Beancount.io حسابداری متن-ساده (plain-text accounting) را ارائه می‌دهد که شفافیت و کنترل کامل بر داده‌های مالی را به شما می‌دهد — هر تراکنش کدگذاری شده، قابل ردیابی و دارای کنترل نسخه است، بدون جعبه‌های سیاه و بدون وابستگی اجباری به فروشنده. به صورت رایگان شروع کنید و ببینید چرا توسعه‌دهندگان و متخصصان امور مالی به حسابداری متن-ساده روی می‌آورند. برای بررسی دقیق‌تر مکانیزم‌ها، مستندات را مرور کنید یا گزارش‌گیری را با داشبورد Fava امتحان کنید.