Beancount.io LogoBeancount.io

تخصیص هزینه‌های عملکردی برای سازمان‌های غیرانتفاعی: راهنمای کاربردی صورت هزینه‌های عملکردی و فرم ۹۹۰ بخش IX

زمان مطالعه 14 دقیقهMike ThriftMike Thrift
تخصیص هزینه‌های عملکردی برای سازمان‌های غیرانتفاعی: راهنمای کاربردی صورت هزینه‌های عملکردی و فرم ۹۹۰ بخش IX

از یک حسابدار سازمان‌های غیرانتفاعی بپرسید که از چه چیزی در حسابرسی پایان سال بیش از همه واهمه دارد، و تعداد شگفت‌انگیزی از آن‌ها یک چیز را خواهند گفت: صورت مخارج بر حسب وظیفه (Statement of Functional Expenses). نه تطبیق درآمدها، نه پیگیری کمک‌های بلاعوض — بلکه آن بخشی که در آن هر دلار هزینه‌شده توسط سازمان باید در سه سبد دسته‌بندی شده و خط به خط از آن دفاع شود.

حقیقت ناخوشایندی پشت این واهمه نهفته است. تخصیص مخارج بر حسب وظیفه، یک عملیات حسابداری دشوار نیست؛ بلکه یک مشکل مستندسازی است که در لباس حسابداری ظاهر شده است. سازمان‌هایی که با این موضوع کلنجار می‌روند، تقریباً همیشه همان‌هایی هستند که تا ماه ژوئن صبر می‌کنند تا بازسازی کنند که مدیر اجرایی در ژانویه گذشته وقت خود را چگونه صرف کرده است. آن‌هایی که به راحتی از پس آن برمی‌آیند، کسانی هستند که فرآیند تخصیص را در طول سال در دفاتر خود نهادینه کرده‌اند.

این راهنما بررسی می‌کند که تخصیص مخارج بر حسب وظیفه واقعاً به چه چیزی نیاز دارد، چه روش‌هایی مورد تأیید حسابرسان است، چه اشتباهاتی باعث ایجاد سوالات ناخوشایند می‌شود و چگونه می‌توان از برخورد با آن به عنوان یک تمرین اضطراری پایان سال دست کشید.

تخصیص مخارج بر حسب وظیفه واقعاً به چه معناست

شرکت‌های انتفاعی مخارج خود را به یک روش گزارش می‌دهند: بر حسب ماهیت (Nature). حقوق و دستمزد، اجاره، ملزومات، استهلاک. هر هزینه بر اساس چیستی آن در یک دسته قرار می‌گیرد.

سازمان‌های غیرانتفاعی باید مخارج خود را به دو روش همزمان گزارش کنند — بر حسب ماهیت و بر حسب وظیفه (Function). وظیفه به سوال متفاوتی پاسخ می‌دهد: نه اینکه این هزینه چه بود، بلکه چه هدفی را دنبال می‌کرد. پرداخت ۴,۰۰۰ دلار اجاره، از نظر ماهیت، «اجاره» است. اما بخشی از آن اجاره صرف روشن نگه داشتن چراغ‌های کلاسی شده که برنامه آموزشی شما در آن اجرا می‌شود، بخشی از آن دفتر حسابدار را پوشش داده و بخشی دیگر میز کاری را که مدیر توسعه شما در آن پروژه‌های درخواست کمک مالی را می‌نویسد، تأمین کرده است. تخصیص وظیفه‌ای، آن یک پرداخت اجاره را میان این اهداف تقسیم می‌کند.

این گزارش‌دهی دوگانه اختیاری نیست. طبق به‌روزرسانی استانداردهای حسابداری FASB 2016-14، هر سازمان غیرانتفاعی که صورت‌های مالی خود را تحت استانداردهای GAAP ایالات متحده تهیه می‌کند، باید تحلیلی از مخارج هم بر حسب ماهیت و هم بر حسب وظیفه ارائه دهد. پیش از این به‌روزرسانی، تنها سازمان‌های خاصی ملزم به این کار بودند. اکنون این قانون برای همه اعمال می‌شود، چه آن را به عنوان یک صورت مالی جداگانه، یک یادداشت یا یک پیوست ارائه دهید.

سه طبقه وظیفه‌ای

هر دلار هزینه در یکی از سه طبقه‌بندی وظیفه‌ای قرار می‌گیرد.

خدمات برنامه (Program Services)

مخارج برنامه مستقیماً رسالت شما را پیش می‌برند. اگر یک بانک غذا را اداره می‌کنید، هزینه غذا، انباری که آن را نگهداری می‌کند و حقوق پرسنلی که آن را توزیع می‌کنند، همگی مخارج برنامه هستند. اگر اهداکننده‌ای بپرسد «کمک من چه دستاوردی داشت»، مخارج برنامه پاسخ صادقانه به اوست.

بیشتر سازمان‌ها یک برنامه واحد دارند، اما سازمان‌های بزرگتر این دسته را به چندین خط برنامه تقسیم می‌کنند — مثلاً برنامه خدمات جوانان، برنامه سلامت جامعه، برنامه حمایت‌گری — که هر کدام به طور جداگانه گزارش می‌شوند.

مدیریت و عمومی (Management and General)

مدیریت و عمومی (که اغلب به اختصار M&G یا «اداری» نامیده می‌شود) هزینه‌های صرفاً «بودن» به عنوان یک سازمان را پوشش می‌دهد. هزینه‌های هیئت مدیره، هزینه حسابرسی، حسابداری و دفترداری، زمان نظارت مدیر اجرایی، بیمه مسئولیت عمومی و فضای اداری مورد استفاده توسط کارکنان بخش پشتیبانی، همگی در اینجا قرار می‌گیرند.

یک تصور غلط رایج این است که M&G پول «هدر رفته» است. این‌طور نیست. سازمانی که هیچ هزینه مدیریت و عمومی ندارد، فاقد کنترل‌های مالی، حاکمیت سازمانی و ناظر است. حسابرسان و نهادهای نظارتی صراحتاً از این ایده که «هر چه کمتر بهتر» عقب‌نشینی کرده‌اند — که در ادامه بیشتر به آن می‌پردازیم.

جمع‌آوری کمک‌های مالی (Fundraising)

مخارج جمع‌آوری کمک‌های مالی، هزینه جذب مشارکت‌هاست: حقوق مدیر توسعه، پذیرایی و محل برگزاری گالای سالانه، نرم‌افزار پایگاه داده اهداکنندگان، کمپین‌های پستی مستقیم و نگارش درخواست‌های کمک مالی (Grant Writing). توجه داشته باشید که نگارش درخواست کمک مالی جزو جمع‌آوری کمک است، اما رعایت الزامات و گزارش‌دهی پس از دریافت پول، معمولاً بسته به نوع کار، در دسته مدیریت و عمومی یا برنامه قرار می‌گیرد.

یک نکته ظریف: رویدادهای ویژه هم هزینه جمع‌آوری کمک دارند و هم گاهی اوقات یک بخش برنامه‌ای. گالایی که صرفاً برای جمع‌آوری پول است، تماماً در دسته جمع‌آوری کمک قرار می‌گیرد. گالایی که رسالت شما را نیز ارائه می‌دهد — مثلاً یک رویداد آگاهی‌رسانی — ممکن است تقسیم شود.

این موارد کجا ظاهر می‌شوند: صورت مخارج بر حسب وظیفه و فرم ۹۹۰ بخش IX

این تخصیص در دو جا بروز پیدا می‌کند.

اولین مورد در صورت‌های مالی حسابرسی‌شده شما، در صورت مخارج بر حسب وظیفه است. این یک جدول است: سطرها دسته‌های ماهیتی (حقوق، اجاره، ملزومات) هستند، ستون‌ها وظایف (برنامه، M&G، جمع‌آوری کمک) هستند و سلول‌ها نشان می‌دهند که هر هزینه ماهیتی چگونه بین وظایف تقسیم شده است. گوشه پایین سمت راست باید با مجموع مخارج در «صورت فعالیت‌ها» همخوانی داشته باشد.

دومین مورد، فرم IRS 990، بخش IX است. سازمان‌هایی که فرم کامل ۹۹۰ را پر می‌کنند — نه فرم‌های ساده‌تری مثل 990-EZ یا 990-N — باید همین جدول را برای اداره مالیات تکمیل کنند. خبر خوب این است که شما نباید دو سیستم تخصیص متفاوت بسازید. سیستم تخصیص هزینه در سوابق حسابداری شما باید هر دو را تغذیه کند. اگر دفاتر شما و فرم ۹۹۰ شما داستان‌های متفاوتی درباره نحوه هزینه شدن پول بگویند، این یک مشکل جدی است.

هزینه‌های مستقیم در مقابل هزینه‌های مشترک

تخصیص هزینه‌ها بسته به نوع هزینه می‌تواند آسان یا دشوار باشد.

هزینه‌های مستقیم به یک عملکرد واحد تعلق دارند و نیازی به قضاوت یا برآورد ندارند. غذایی که یک خیریه غذا (Food Bank) خریداری می‌کند، ۱۰۰٪ مربوط به «برنامه» است. صورت‌حساب حسابرس، ۱۰۰٪ مربوط به بخش «مدیریت و عمومی» است. هزینه کترینگ یک مراسم خیریه، ۱۰۰٪ مربوط به «جذب سرمایه» است. این‌ها را در هنگام ثبت تراکنش مستقیماً در عملکرد مربوطه کدگذاری کنید و دیگر نیازی به فکر کردن به آن‌ها نخواهید داشت.

هزینه‌های مشترک — که گاهی هزینه‌های غیرمستقیم یا توأم نامیده می‌شوند — به بیش از یک عملکرد سود می‌رسانند و باید تقسیم شوند. موارد رایج عبارتند از:

  • هزینه‌های فضا (اشغال): اجاره، قبوض خدماتی، بیمه ساختمان، استهلاک ساختمان
  • حقوق و مزایای افرادی که در چندین بخش فعالیت می‌کنند (مدیران عامل نمونه بارز این مورد هستند)
  • تکنولوژی: لایسنس نرم‌افزارها، پشتیبانی فناوری اطلاعات، سیستم تلفن
  • ملزومات اداری و بیمه عمومی

تمامی روش‌های تخصیص، اشتباهات و سوالات حسابرسی از همین هزینه‌های مشترک ناشی می‌شوند. باقی این راهنما در واقع به این هزینه‌ها اختصاص دارد.

روش‌های تخصیصی که در حسابرسی سربلند می‌مانند

سازمان‌های ناظر (مانند IRS و FASB) به شما انعطاف‌پذیری می‌دهند، اما اجازه حدس زدن نمی‌دهند. یک حسابرس تقریباً هر روشی را که منطقی، با اعمال مستمر و مستند باشد، می‌پذیرد. آن‌ها عددی را که از روی هوا آورده شده باشد، به چالش خواهند کشید. در اینجا روش‌هایی آورده شده که در بررسی‌های دقیق دوام می‌آورند.

زمان و تلاش (استاندارد طلایی برای حقوق و دستمزد)

برای افرادی که در چندین بخش کار می‌کنند، جبران خدمات آن‌ها را بر اساس نحوه صرف وقت واقعی‌شان تخصیص دهید. قابل‌دفاع‌ترین نسخه، استفاده از تایم‌شیت (برگه ثبت ساعات کار) است: کارکنان ساعات خود را بر اساس عملکرد ثبت می‌کنند و شما حقوق، مالیات بر حقوق و مزایا را بر اساس آن درصدها تخصیص می‌دهید.

اگر استفاده از تایم‌شیت کامل برای یک تیم کوچک غیرواقع‌بینانه است، گزینه بعدی یک مطالعه زمانی دوره‌ای است — کارکنان زمان کدگذاری شده خود را برای دو هفته نمونه در هر فصل ثبت می‌کنند — یا یک برآورد مکتوب و امضا شده توسط کارمند. یک یادداشت امضا شده از مدیر عامل که بیان می‌کند «من تقریباً ۶۰٪ از زمانم را صرف برنامه‌ها، ۲۵٪ صرف مدیریت و ۱۵٪ صرف جذب سرمایه در این سال کرده‌ام» بسیار بهتر از عددی است که حسابدار ابداع کرده باشد. حسابرسان به ندرت تایم‌شیتی را که به طور مستمر اعمال شده به چالش می‌کشند، اما مکرراً حدس‌ها را رد می‌کنند.

متراژ زیربنا (استاندارد طلایی برای هزینه‌های فضا)

اجاره، قبوض و هزینه‌های ساختمان را بر اساس فضای طبقاتی که هر بخش اشغال کرده تخصیص دهید. اگر فعالیت‌های مربوط به برنامه ۷۰٪ فضای شما را اشغال کرده است، ۷۰٪ هزینه فضا، جزو هزینه‌های «برنامه» محسوب می‌شود. یک بار آن را اندازه‌گیری کنید، محاسبات را با یک پلان ساده از ساختمان مستند کنید و تا زمانی که جابجا نشده‌اید یا پیکربندی فضا را تغییر نداده‌اید، از آن استفاده کنید.

تعداد کارکنان یا معادل تمام‌وقت (FTE)

برای هزینه‌هایی که با تعداد افراد مقیاس می‌پذیرند — مانند بیمه مسئولیت عمومی، برخی تکنولوژی‌ها، هزینه‌های منابع انسانی — تخصیص بر اساس تعداد کارکنان (یا FTEها) در هر بخش، منطقی و به راحتی قابل پشتیبانی است.

معیارهای مبتنی بر مصرف

برخی هزینه‌ها یک عامل محرک مصرف طبیعی دارند. هزینه پست را بر اساس تعداد مرسولات، هزینه پایگاه داده را بر اساس تعداد رکوردها یا تعداد کاربران هر بخش، و هزینه‌های خودرو را بر اساس دفترچه ثبت کیلومتر تخصیص دهید. هرگاه یک معیار مصرف شفاف وجود دارد، از آن استفاده کنید.

اصل وحدت‌بخش: روشی را انتخاب کنید که به بهترین شکل علت هزینه را منعکس کند، آن را یادداشت کنید و هر سال به همان روش عمل کنید. اگر روشی را تغییر دادید، تغییر و دلیل آن را افشا کنید.

یک مثال کاربردی

فرض کنید یک موسسه غیرانتفاعی کوچک سوادآموزی، ماهیانه ۴,۰۰۰ دلار اجاره پرداخت می‌کند. اندازه‌گیری پلان ساختمان نشان می‌دهد که کلاس‌های آموزشی (برنامه) ۶۵٪ فضا، مدیریت اداری ۲۰٪ و دفتر توسعه (جذب سرمایه) ۱۵٪ فضا را اشغال کرده‌اند.

تخصیص ماهانه:

  • برنامه: ۴,۰۰۰ دلار × ۶۵٪ = ۲,۶۰۰ دلار
  • مدیریت و عمومی: ۴,۰۰۰ دلار × ۲۰٪ = ۸۰۰ دلار
  • جذب سرمایه: ۴,۰۰۰ دلار × ۱۵٪ = ۶۰۰ دلار

حالا مدیر عامل را در نظر بگیرید که سالانه ۹۰,۰۰۰ دلار حقوق می‌گیرد. میانگین برآوردهای زمانی فصلی امضا شده او به این صورت است: ۵۵٪ برنامه، ۳۰٪ مدیریت و ۱۵٪ جذب سرمایه:

  • برنامه: ۹۰,۰۰۰ دلار × ۵۵٪ = ۴۹,۵۰۰ دلار
  • مدیریت و عمومی: ۹۰,۰۰۰ دلار × ۳۰٪ = ۲۷,۰۰۰ دلار
  • جذب سرمایه: ۹۰,۰۰۰ دلار × ۱۵٪ = ۱۳,۵۰۰ دلار

این کار را برای هر هزینه مشترک انجام دهید، هزینه‌های مستقیمی را که قبلاً در یک عملکرد واحد کدگذاری شده‌اند اضافه کنید، و مجموع آن‌ها صورت هزینه‌های عملکردی شما را تکمیل می‌کند. محاسبات ریاضی ساده است؛ بخش مهم کار، داشتن پلان ساختمان و برآوردهای زمانی قبل از درخواست حسابرس است.

تله‌ی نسبت هزینه برنامه

برای دو دهه، حامیان و سایت‌های نظارتی به عموم مردم یاد دادند که سازمان‌های غیرانتفاعی را با یک عدد قضاوت کنند: «نسبت هزینه برنامه» — یعنی مخارج برنامه تقسیم بر کل مخارج. قانون نانوشته می‌گفت هر عددی زیر ۶۵٪ تا ۷۵٪ مشکوک است.

این فشار آسیب‌های واقعی به همراه داشت. سازمان‌ها به زیرساخت‌های خود گرسنگی دادند — با پرداخت حقوق کم به کارکنان، نادیده گرفتن تکنولوژی و به تعویق انداختن حسابرسی‌ها — تا این نسبت را بالا ببرند. این بخش حتی نامی برای این اعوجاج ابداع کرد: «افسانه هزینه‌های سربار».

در سال ۲۰۱۳، سه سازمان بزرگ رتبه‌بندی در نامه‌ای مشترک، تکیه بیش از حد بر نسبت‌های هزینه‌های سربار را محکوم کردند. همچنین در به‌روزرسانی روش‌شناسی خود در سپتامبر ۲۰۲۳، موسسه Charity Navigator سه معیار مبتنی بر هزینه — نسبت هزینه‌های اداری، نسبت هزینه‌های جذب سرمایه و رشد هزینه‌های برنامه — را به طور کامل از رتبه‌بندی‌های خود حذف کرد.

درس مهم برای حسابداری شما این نیست که «نسبت را خوب جلوه دهید»، بلکه برعکس است. تخصیص را صادقانه انجام دهید. اگر مدیر عامل شما واقعاً ۳۰٪ از زمان خود را صرف مدیریت می‌کند، همان ۳۰٪ را گزارش دهید. یک عدد مدیریتی به طور مصنوعی پایین، نشانه کارایی نیست؛ بلکه یک ارائه نادرست است. یک حامی هوشمند با خواندن اظهارنامه مالیاتی شما متوجه سازمانی که ادعا می‌کند تقریباً بدون مدیریت اداره می‌شود، خواهد شد. تخصیص دقیق، بیش از هر نسبت فریبنده‌ای، اعتماد ایجاد می‌کند.

اشتباهات رایجی که باعث ایجاد سوالات حسابرسی می‌شوند

برخی از خطاها مکرراً تکرار می‌شوند:

  • انباشت تمام هزینه‌های مشترک در بخش مدیریت و عمومی. اجاره، بیمه و استهلاک به‌طور پیش‌فرض هزینه‌های اداری نیستند. هزینه‌هایی که به نفع برنامه‌ها هستند باید سهم هزینه‌ای مربوط به برنامه‌ها را نیز در بر بگیرند. در نظر گرفتن تمام هزینه‌های مشترک به عنوان هزینه بالاسری (overhead)، هزینه‌های برنامه را کمتر از واقع و هزینه‌های مدیریتی و عمومی را بیشتر از واقع نشان می‌دهد.
  • تخصیص بیش از حد به جذب سرمایه — یا پنهان کردن آن. هر دو حالت باعث ایجاد حساسیت می‌شود. انتقال تهاجمی هزینه‌ها از بخش جذب سرمایه مانند پنهان‌کاری به نظر می‌رسد؛ حسابرسان و حامیان مالی ستون جذب سرمایه را به دقت زیر نظر دارند.
  • استفاده از درصدهای سال گذشته بدون مستندات پشتیبان. "ما همیشه از ۶۰/۲۵/۱۵ استفاده کرده‌ایم" یک روش علمی محسوب نمی‌شود. اگر شرایط تغییر کرده اما ارقام شما تغییری نکرده‌اند، این یک یافته حسابرسی در انتظار وقوع است.
  • اعداد گرد و قراردادی. یک تقسیم‌بندی ۵۰/۵۰ دقیق بدون داشتن نقشه ساختمان، برگه ثبت ساعات کار یا معیار مصرف مشخص، این سوال را ایجاد می‌کند که "این عدد از کجا آمده است؟"
  • عدم مستندسازی. این مورد بسیار حیاتی است. شما می‌توانید روشی کاملاً منطقی داشته باشید اما اگر نتوانید نقشه ساختمان، مطالعه زمانی یا برآورد امضا شده را ارائه دهید، در گفتگو با حسابرس شکست خواهید خورد. تخصیص تا زمانی که مکتوب نشود، وجود خارجی ندارد.
  • عدم تطابق بین دفاتر، صورت‌های مالی و فرم ۹۹۰. هر سه باید از یک سیستم تخصیص واحد نشأت بگیرند.

تخصیص را در دفترداری خود بگنجانید، نه در تکاپوی پایان سال

تمام موارد بالا با یک تغییر در عادت‌ها آسان‌تر می‌شود: عملکرد را در زمان ثبت تراکنش مشخص کنید، نه یازده ماه بعد.

هر هزینه مستقیم را در لحظه ثبت در دفاتر به عملکرد مربوطه تخصیص دهید — فاکتور حسابرس به عنوان مدیریت و عمومی، و ملزومات برنامه به عنوان هزینه برنامه. برای هزینه‌های مشترک، سیستم حسابداری خود را به‌گونه‌ای تنظیم کنید که هر تراکنش دارای بُعد عملکردی باشد، سپس درصدهای تخصیص را در یک برنامه زمانی منظم اعمال کنید، نه در قالب یک ثبت واحد در پایان سال. برآوردهای زمانی را به صورت سه‌ماهه جمع‌آوری کنید، زمانی که وقایع در حافظه همه تازه است، نه بر اساس خاطرات مبهم در ماه ژوئن.

این همان جایی است که حسابداری متنی (plain-text) و چندبُعدی می‌درخشد. در سیستمی که هر تراکنش می‌تواند شامل برچسب‌ها یا متادیتا باشد، "عملکرد" (function) تنها به بُعد دیگری از ثبت تبدیل می‌شود — در کنار حساب، برنامه و گرنت (کمک مالی). یک پرداخت اجاره مشترک می‌تواند در لحظه ثبت بین برچسب‌های عملکردی تقسیم شود و صورت هزینه‌های عملکردی به یک پرس‌وجو (query) از داده‌هایی که قبلاً دارید تبدیل می‌شود، نه یک جدول اکسل که هر بهار از ابتدا می‌سازید.

دفاتر سازمان غیرانتفاعی خود را آماده حسابرسی نگه دارید

تخصیص هزینه‌های عملکردی به سازمان‌هایی پاداش می‌دهد که به آن به عنوان یک انضباط در طول سال نگاه می‌کنند و سازمان‌هایی را که با آن صرفاً به عنوان یک ضرب‌الاجل برخورد می‌کنند، مجازات می‌کند. تفاوت به ندرت در مهارت حسابداری است — تفاوت در این است که آیا عملکرد هر دلار در زمان خرج شدن ثبت و مستند شده است یا خیر.

Beancount.io حسابداری متنی را به این حوزه می‌آورد: هر تراکنش شفاف، دارای کنترل نسخه و به راحتی با عملکرد، برنامه یا گرنت قابل برچسب‌گذاری است، به طوری که صورت هزینه‌های عملکردی و بخش نهم فرم ۹۹۰ شما از داده‌هایی استخراج می‌شود که قبلاً به آن‌ها اعتماد دارید — بدون جعبه‌های سیاه و بدون وابستگی به فروشنده. به رایگان شروع کنید و ببینید چرا تیم‌های مالی که به ارقام قابل دفاع اهمیت می‌دهند، به حسابداری متنی روی می‌آورند.


منابع: Council of Nonprofits — Functional Expenses، IRS Instructions for Form 990، Wegner CPAs — Cost Allocation on the IRS Form 990، HeinfeldMeech — The Art of Expense Allocation، Foundation Group — Debunking the Overhead Myth، PBMares — The Importance of the Program Expense Ratio.