Beancount.io LogoBeancount.io

تخصیص هزینه‌های عملکردی برای سازمان‌های غیرانتفاعی: فرم ۹۹۰ بخش IX، ASU 2016-14، و نحوه دفاع از نسبت برنامه‌ای خود

زمان مطالعه 16 دقیقهMike ThriftMike Thrift
تخصیص هزینه‌های عملکردی برای سازمان‌های غیرانتفاعی: فرم ۹۹۰ بخش IX، ASU 2016-14، و نحوه دفاع از نسبت برنامه‌ای خود

یک اهداکننده در حال بررسی آخرین گزارش سالانه شماست. پیش از خواندن بیانیه مأموریت یا مرور داستان‌های تأثیرگذاری‌تان، چشمان او روی یک عدد متوقف می‌شود: چند درصد از هر دلار صرف برنامه‌ها شده است؟ یک کارشناس بنیاد، از صفحه جلد زیبای فرم ۹۹۰ شما عبور کرده و مستقیماً به بخش IX می‌رود تا همین مورد را بررسی کند. یک عضو هیئت مدیره در جلسه بعدی شما به رتبه‌بندی «چاریتی نویگیتور» استناد می‌کند و می‌پرسد چرا نسبت هزینه‌های مدیریت در سال گذشته چهار واحد افزایش یافته است.

این دنیای تخصیص هزینه‌های عملکردی است؛ روش حسابداری که دفتر کل نامنظم شما را به سه عددی تبدیل می‌کند که همگان شما را بر اساس آن‌ها قضاوت می‌کنند. اگر این کار به درستی انجام شود، داستانی واقعی و قابل دفاع از نحوه استفاده سازمان غیرانتفاعی شما از منابع ارائه می‌دهد. اگر با بی‌دقتی انجام شود، یا هزینه‌های سربار واقعی شما را کمتر از حد نشان می‌دهد که منجر به یافته‌های حسابرسی می‌شود، یا آن‌ها را بیش از حد نشان داده و بی‌صدا باعث از دست رفتن گرنت‌ها می‌شود.

این راهنما به بررسی الزامات واقعی طبقه‌بندی هزینه‌های عملکردی، روش‌هایی که حسابرسان انتظار دارند و اشتباهاتی که سازمان‌های غیرانتفاعی کوچک و متوسط را دچار مشکل می‌کند، می‌پردازد.

تخصیص هزینه‌های عملکردی واقعاً چیست؟

بیشتر حسابداری‌های انتفاعی، هزینه‌ها را بر اساس ماهیت دسته‌بندی می‌کنند: حقوق، اجاره، ملزومات، نرم‌افزار، خدمات رفاهی. حسابداری سازمان‌های غیرانتفاعی به لایه دومی نیاز دارد: هر دلار همچنین باید بر اساس عملکرد برچسب‌گذاری شود، به این معنی که برای چه هدفی صرف شده است. سازمان امور مالیاتی آمریکا (IRS) سه دسته اصلی را به رسمیت می‌شناسد:

  • خدمات برنامه‌ای (Program services) — هزینه‌هایی که مستقیماً با اجرای مأموریت مرتبط هستند. برنامه آموزش تقویتی بعد از مدرسه، اقلام خوراکی بانک غذا، ملزومات پزشکی کلینیک، نمایشگاه‌های موزه.
  • مدیریت و عمومی (M&G) — هزینه اداره خودِ سازمان. دفترداری، حسابرسی، زمان رهبری مدیر اجرایی، جلسات حاکمیتی هیئت مدیره، منابع انسانی، بیمه شخصیت حقوقی.
  • جذب سرمایه (Fundraising) — هر دلاری که برای جذب مشارکت‌های مالی صرف می‌شود. پست مستقیم، رویدادهای پرورش اهداکنندگان، نگارش گرنت، حقوق مدیر توسعه، CRM که تعهدات مالی را ردیابی می‌کند.

استاندارد ASU 2016-14 که برای سال‌های مالی پس از ۱۵ دسامبر ۲۰۱۷ اجرایی شد، تحلیل هزینه‌ها را بر اساس هر دو طبقه‌بندی عملکردی و ماهوی برای تمام نهادهای غیرانتفاعی اجباری کرد (پیش از آن فقط سازمان‌های داوطلبانه سلامت و رفاه ملزم به ارائه صورت کامل هزینه‌های عملکردی بودند). IRS به طور مستقل همین تخصیص سه دسته‌ای را در فرم ۹۹۰ بخش IX برای هر سازمان ۵۰۱(c)(3) و ۵۰۱(c)(4) که فرم کامل ۹۹۰ را پر می‌کند، الزامی کرده است (فرم‌های ۹۹۰-EZ و ۹۹۰-N بخش IX را ندارند).

شما مجاز به نادیده گرفتن این پرسش نیستید. اگر فرم ۹۹۰ را پر می‌کنید، هزینه‌های خود را بر اساس عملکرد طبقه‌بندی کرده‌اید؛ تنها انتخاب شما این است که این کار را آگاهانه انجام دهید یا به صورت تصادفی.

بررسی تفصیلی سه دسته اصلی

مرزهای این دسته‌ها روی کاغذ واضح به نظر می‌رسند اما در عمل مبهم می‌شوند. دانستن دقیق جایگاه هر هزینه از رایج‌ترین یافته‌های حسابرسی در مورد طبقه‌بندی مجدد جلوگیری می‌کند.

خدمات برنامه‌ای

خدمات برنامه‌ای مستقیماً به اجرای مأموریت مربوط می‌شوند. آزمون آن معمولاً این است: آیا اگر همه بخش‌ها به جز این یک برنامه را تعطیل کنیم، این هزینه باز هم وجود خواهد داشت؟ اگر بله، به خدمات برنامه‌ای تعلق دارد. موارد معمول عبارتند از:

  • حقوق و مزایای کارکنانی که مستقیماً خدمات را به ذینفعان ارائه می‌دهند
  • ملزومات، مواد غذایی، اقلام پزشکی، و مواد آموزشی مورد استفاده در برنامه‌ها
  • اجاره بهای فضای اختصاص یافته به فعالیت‌های برنامه
  • سفر برای ارائه خدمات یا شرکت در آموزش‌های مرتبط با مأموریت
  • گرنت‌های فرعی و انتقالی به سازمان‌های دیگر که مأموریت شما را پیش می‌برند

یک سازمان غیرانتفاعی می‌تواند — و اغلب باید — ستون‌های برنامه‌ای متعددی را در بخش III گزارش کند و آن‌ها را در ستون برنامه در بخش IX تجمیع نماید. یک مرکز اجتماعی با برنامه‌های آموزش تقویتی، بانک غذا و خدمات سالمندان ممکن است سه ردیف برنامه را نشان دهد که هر کدام هزینه‌های تخصیص یافته خود را دارند.

مدیریت و عمومی

M&G هزینه "بودن" به عنوان یک سازمان است، فارغ از هر برنامه خاص. کارهایی را تصور کنید که اگر فقط یک برنامه در حال اجرا داشتید، همچنان باید انجام می‌شدند. موارد رایج:

  • دفترداری، حسابداری و حسابرسی سالانه
  • امور حقوقی، بیمه و مدیریت ریسک برای سازمان
  • زمان مدیر عامل/مدیر اجرایی برای حاکمیت، استراتژی و نظارت (نه اجرای برنامه)
  • جلسات هیئت مدیره، حاکمیت و انطباق (Compliance)
  • منابع انسانی، پردازش حقوق و دستمزد، مدیریت مزایای کارکنان
  • اجاره دفتر و خدمات رفاهی قابل تخصیص به بخش‌های اداری
  • گزارشگری مالی عمومی، از جمله تهیه خود فرم ۹۹۰

عدد کوچک یا غیرعادی ناچیز برای M&G اغلب یک نشانه خطر (Red Flag) است، نه یک افتخار. اگر یک سازمان غیرانتفاعی ۵ میلیون دلاری، ۲٪ هزینه مدیریت و عمومی گزارش کند، یک حسابرس با تجربه یا یک تأمین‌کننده مالی حرفه‌ای خواهد پرسید که زمان کدام مدیر، کدام بیمه‌نامه و ساعت کاری کدام پرسنل مالی در بخش برنامه‌ها گنجانده شده است.

جذب سرمایه

جذب سرمایه شامل هر فعالیتی است که هدف اصلی آن جلب مشارکت‌های مالی باشد، صرف‌نظر از اینکه آن کمپین واقعاً پولی جمع‌آوری کرده است یا خیر. موارد زیر را در نظر بگیرید:

  • حقوق کارکنان بخش توسعه، پروپوزال‌نویسی (گرنت) و هدایای کلان
  • رویدادهای اهداکنندگان، وعده‌های غذایی ترویجی و هزینه‌های مدیریت روابط با اهداکنندگان
  • کمپین‌های نامه‌نگاری مستقیم و جذب اهداکننده (چاپ، پست، لیست‌ها)
  • مشاوران جذب سرمایه و تولید رویدادها
  • نرم‌افزار CRM مورد استفاده برای رهگیری اهداکنندگان
  • بخشی از وب‌سایت و ارتباطات که به موضوع اهدا کردن اختصاص یافته است

IRS به‌طور خاص هزینه‌های جذب سرمایه برای اهداف غیرخیریه (که برای سازمان‌های خیریه معمول مشمول بند 501(c)(3) نادر است) و تولید درآمد کسب‌وکار غیرمرتبط را که در جای دیگری ثبت می‌شود، مستثنی می‌کند.

تخصیص هزینه‌ها چگونه انجام می‌شود

اکثر هزینه‌ها به‌طور دقیق در یک دسته‌بندی خاص قرار نمی‌گیرند. مدیر ارشد یک سازمان غیرانتفاعی برنامه‌ها را اجرا می‌کند، حسابرسی را امضا می‌کند و در مراسم‌های خیریه حضور می‌یابد. اجاره دفتر، میز هماهنگ‌کننده برنامه، اتاقک حسابدار و دفتر مدیر توسعه را پوشش می‌دهد. تخصیص هزینه، تخصصِ تقسیم این هزینه‌های مشترک در بین عملکردهایی است که واقعاً به آن‌ها خدمت می‌کنند.

روش تخصیص باید معقول، در طول دوره‌ها ثابت و مستند باشد. فراتر از آن، IRS و FASB به سازمان‌ها این آزادی را می‌دهند که روش‌هایی متناسب با نوع هزینه انتخاب کنند. رایج‌ترین و قابل‌دفاع‌ترین روش‌ها در زیر آورده شده است.

مطالعات زمانی برای هزینه‌های پرسنلی

هزینه‌های پرسنلی معمولاً ۶۰ تا ۸۰ درصد از کل مخارج یک سازمان غیرانتفاعی را تشکیل می‌دهند، بنابراین دقت در تخصیص حقوق بیش از هر ردیف بودجه دیگری اهمیت دارد. دو رویکرد غالب است:

۱. مطالعات زمانی دوره‌ای. کارکنان نحوه تقسیم زمان خود را در بین وظایف برای یک دوره نماینده (اغلب دو هفته در هر فصل یا یک ماه کامل در سال) ثبت می‌کنند. درصدهای حاصل به حقوق و مزایای کل دوره اعمال می‌شود. IRS و اکثر حسابرسان این روش را در صورتی که دوره نمونه‌برداری واقعاً نماینده باشد و مستندسازی در زمان وقوع انجام شود، می‌پذیرند.

۲. تخصیص بر اساس جایگاه شغلی. شرح وظایف شغلی یک درصد تقسیم‌بندی را (مثلاً «مدیر برنامه — ۸۰٪ برنامه، ۱۵٪ مدیریت و عمومی، ۵٪ جذب سرمایه») بر اساس وظایف واقعی تعیین می‌کند. این روش در صورتی قابل‌قبول است که بازتاب‌دهنده واقعیت باشد و با تغییر نقش‌ها، درصدها را سالانه بازنگری کنید.

اشتباهی که باید از آن اجتناب کرد، قرار دادن مدیر اجرایی در ۱۰۰٪ بخش برنامه است. حتی یک مدیرعامل بسیار ماموریت‌محور، زمان واقعی خود را صرف امور راهبری، بررسی مالی، جلسات هیئت‌مدیره و نظارت در سطح سازمانی می‌کند. تقسیم‌بندی معمول یک مدیر اجرایی ممکن است ۳۰-۵۰٪ برنامه، ۳۰-۵۰٪ مدیریت و عمومی و ۱۰-۳۰٪ جذب سرمایه باشد. تخصیص کل حقوق یک مدیر اجرایی به برنامه‌ها، یکی از یافته‌های حسابرسی است که به‌طور مکرر در این بخش گزارش می‌شود.

متراژ برای هزینه‌های تاسیسات

اجاره، خدمات شهری، بیمه ساختمان، استهلاک ساختمان و هزینه‌های نظافت معمولاً بر اساس مساحت طبقاتی که هر واحد اشغال می‌کند تخصیص می‌یابد. در دفتر قدم بزنید، هر اتاق را برچسب‌گذاری کنید (فضای برنامه، دفتر اداری، دفتر توسعه، اتاق کنفرانس مشترک)، متراژ را اندازه‌گیری کنید و درصدها را محاسبه کنید. فضاهای مشترک مانند لابی و سرویس‌های بهداشتی را می‌توان به تناسب واحدهای اطراف تخصیص داد.

این مورد را با یک نقشه طبقه ساده مستند کنید و هنگام جابجایی یا بازپیکربندی فضا، دوباره اندازه‌گیری نمایید.

تعداد کارکنان یا معادل‌های تمام‌وقت (FTEs)

برای هزینه‌هایی که متناسب با تعداد افراد استفاده‌کننده از یک سرویس تغییر می‌کنند (نرم‌افزار منابع انسانی، مدیریت مزایای کارکنان، آموزش)، تقسیم‌بندی وزنی بر اساس FTE اغلب تمیزترین روش است. اگر ۶ نفر از ۱۰ FTE شما در بخش برنامه‌ها کار می‌کنند، ۶/۱۰ هزینه مدیریت مزایای کارکنان به بخش برنامه‌ها اختصاص می‌یابد.

رهگیری مستقیم استفاده

هزینه‌هایی مانند تلفن راه دور، خدمات پیک یا چاپ گاهی اوقات می‌توانند مستقیماً برای واحدی که آن‌ها را متحمل شده است رهگیری شوند. این روش در صورت امکان، قابل‌دفاع‌ترین روش است، اما سربار حسابداری را افزایش می‌دهد. بسیاری از سازمان‌های غیرانتفاعی کوچک، رهگیری مستقیم را برای اقلام گران‌قیمت نگه می‌دارند و برای بقیه موارد از تقریب‌های ساده‌تر استفاده می‌کنند.

تخصیص مبتنی بر فعالیت برای موارد خاص

پشته فناوری (Technology stack) اغلب به منطق خاص خود نیاز دارد. یک CRM که ۹۰٪ برای مدیریت اهداکنندگان و ۱۰٪ برای رهگیری مراجعین برنامه استفاده می‌شود، تقسیم‌بندی ۹۰٪ جذب سرمایه / ۱۰٪ برنامه دریافت می‌کند. نرم‌افزار حسابداری وزن بسیار بالاتری در بخش مدیریت و عمومی می‌گیرد. منطق کار را مستند کنید.

طرح کتبی تخصیص هزینه

اگر قرار است فقط یک گام عملی از این راهنما بردارید، آن را به این کار اختصاص دهید: متدولوژی تخصیص هزینه خود را بنویسید و آن را به تایید هیئت‌مدیره برسانید. یک طرح رسمی تخصیص هزینه — سندی یک تا سه صفحه‌ای — باید شامل موارد زیر باشد:

  • کدام دسته‌بندی‌های هزینه به‌طور مستقیم شارژ می‌شوند (و چگونه)
  • کدام دسته‌بندی‌ها تخصیص می‌یابند و با چه روش خاصی (مطالعه زمانی، متراژ، FTE، تعداد کارکنان و غیره)
  • درصدها یا فرمول‌های تخصیص که در حال حاضر استفاده می‌شوند
  • روش و زمان بازنگری متدها (بازنگری سالانه استاندارد است)
  • چه کسی تغییرات را تایید می‌کند

فقدان طرح کتبی، رایج‌ترین یافته حسابرسی در گزارش‌دهی هزینه‌های عملکردی است. یک تخصیص درست بدون مستندات، همچنان در نامه‌های مدیریت حسابرسی مورد اعتراض قرار می‌گیرد. برعکس، طرحی که کمی ناقص اما مکتوب، سازگار و بازنگری شده به‌صورت سالانه باشد، بسیار آسان‌تر از یک روش نانوشته «ما فقط می‌دانیم» قابل‌دفاع است.

برای دریافت‌کنندگان کمک‌های مالی فدرال، طرح مکتوب اختیاری نیست؛ راهنمای یکپارچه (2 CFR Part 200) متدولوژی تخصیص هزینه غیرمستقیم را الزامی می‌کند که استانداردهای خاصی را رعایت کند، که اغلب شامل نرخ هزینه غیرمستقیم مذاکره شده فدرال یا نرخ حداقلی (de minimis) ۱۰ درصد است.

تله نسبت هزینه‌های برنامه‌ای

بسیاری از نهادهای نظارتی، اختصاص ۶۵ تا ۷۵ درصد از هزینه‌ها به برنامه‌ها را مبنای مسئولیت‌پذیری مالی یک مؤسسه غیرانتفاعی می‌دانند. سیستم رتبه‌بندی به‌روزرسانی شده Charity Navigator معمولاً به سازمان‌هایی که نسبت هزینه برنامه‌ای آن‌ها ۷۰ درصد یا بیشتر از کل هزینه‌ها باشد، امتیاز کامل می‌دهد. فشار برای رسیدن به این عدد واقعی است و منجر به رفتارهای نادرست پیش‌بینی‌شدنی می‌شود.

چگونه نسبت‌های برنامه‌ای به طور کاذب بالا می‌روند

برخی سازمان‌ها به روش‌هایی متوسل می‌شوند که در بررسی‌های دقیق دوام نمی‌آورند:

  • «آموزش» نامیدنِ جمع‌آوری کمک‌های مالی. اقلام پستی مستقیمی که درخواست کمک مالی می‌کنند، به عنوان «آموزش عمومی» طبقه‌بندی می‌شوند چون به طور اتفاقی حاوی اطلاعاتی درباره اهداف مؤسسه هستند. IRS و FASB تخصیص هزینه مشترک بین جمع‌آوری کمک و برنامه را تنها زمانی مجاز می‌دانند که معیارهای بسیار خاصی (آزمون‌های هدف، مخاطب و محتوا تحت استاندارد ASC 958-720) رعایت شود. شکست در هر یک از این آزمون‌ها به این معنی است که ۱۰۰٪ هزینه مربوط به جمع‌آوری کمک‌های مالی است.
  • پنهان کردن هزینه‌های مدیریتی و عمومی (M&G) در دل برنامه. اختصاص زمان حسابدار، حسابرس و مدیر مالی به برنامه‌ها با این استدلال که «تمام کارهای ما از مأموریت مؤسسه پشتیبانی می‌کند»، نسبت برنامه‌ها را به طور کاذب بالا می‌برد و دقیقاً همان الگویی است که حسابرسان به دنبال آن هستند.
  • تلقی حاکمیت به عنوان برنامه. هزینه‌های جلسات هیئت مدیره، هزینه تهیه فرم ۹۹۰ و امور حقوقی در سطح کلان سازمان، طبق تعریف جزو هزینه‌های مدیریتی و عمومی (M&G) هستند، صرف‌نظر از اینکه هیئت مدیره بر کدام برنامه‌ها نظارت می‌کند.

چرا اصلاح بیش از حد نیز آسیب‌رسان است

اشتباه معکوس — یعنی طبقه‌بندی بیش از حد هزینه‌ها در بخش M&G — نیز صادقانه نیست. اگر مدیر توسعه واقعاً ۳۰ درصد از زمان خود را صرف عملکردهای ارتباطی مرتبط با برنامه می‌کند، قرار دادن ۱۰۰ درصد هزینه او در بخش جمع‌آوری کمک‌های مالی، تأثیر برنامه را کمتر از حد واقعی نشان می‌دهد و ممکن است بی‌جهت باعث دلسردی حامیان مالی شود. هدف دقت است، نه رسیدن به یک عدد هدف.

تخصیص هزینه مشترک

اگر رویدادی را برگزار می‌کنید یا محتوایی را ارسال می‌کنید که واقعاً هم هدف برنامه‌ای (آموزش عموم درباره اهداف خود) و هم هدف جمع‌آوری کمک مالی (درخواست پول) دارد، استاندارد ASC 958-720 به شما اجازه می‌دهد هزینه را تقسیم کنید — اما تنها در صورتی که بتوانید از سه آزمون زیر سربلند بیرون بیایید:

۱. هدف (Purpose): فعالیت باید انگیزه‌ای برنامه‌ای و مستقل از جمع‌آوری کمک‌های مالی داشته باشد. ۲. مخاطب (Audience): مخاطبان باید بر اساس معیارهای برنامه‌ای انتخاب شده باشند، نه بر اساس احتمال کمک مالی آن‌ها. ۳. محتوا (Content): محتوا باید از گیرنده بخواهد اقدام خاصی در رابطه با برنامه (بجز پرداخت کمک مالی) انجام دهد.

شکست در هر یک از این آزمون‌ها، کل هزینه مشترک را به بخش جمع‌آوری کمک‌های مالی منتقل می‌کند. هر بار که تخصیص هزینه مشترک را اعمال می‌کنید، تحلیل خود را مستند کنید.

یک مثال عملی

یک مؤسسه غیرانتفاعی هنری محلی با بودجه ۱.۲ میلیون دلار را تصور کنید. حقوق و مزایا ۷۵۰,۰۰۰ دلار، اجاره و خدمات رفاهی ۹۰,۰۰۰ دلار، هزینه‌های دفترداری و حسابرسی ۲۵,۰۰۰ دلار، لوازم و مواد برنامه‌ای ۱۸۰,۰۰۰ دلار و بیمه ۱۵,۰۰۰ دلار است. مابقی هزینه‌ها صرف نرم‌افزار، سفر و هزینه‌های متفرقه می‌شود.

طرح تخصیص آن‌ها به این صورت است:

  • مدیر اجرایی (۱۱۰ هزار دلار کل دریافتی): ۴۰٪ برنامه، ۳۵٪ M&G، ۲۵٪ جمع‌آوری کمک → ۴۴ هزار / ۳۸.۵ هزار / ۲۷.۵ هزار دلار
  • کارکنان برنامه (۳۸۰ هزار دلار): ۹۵٪ برنامه، ۵٪ M&G → ۳۶۱ هزار / ۱۹ هزار / ۰ دلار
  • مدیر توسعه (۸۵ هزار دلار): ۵٪ برنامه، ۱۰٪ M&G، ۸۵٪ جمع‌آوری کمک → ۴.۲۵ هزار / ۸.۵ هزار / ۷۲.۲۵ هزار دلار
  • دفتردار (۵۵ هزار دلار): ۱۰٪ برنامه، ۹۰٪ M&G → ۵.۵ هزار / ۴۹.۵ هزار / ۰ دلار
  • سایر کارکنان (۱۲۰ هزار دلار): بر اساس مطالعات زمانی فردی
  • اجاره و خدمات رفاهی بر اساس متراژ تخصیص می‌یابد: ۷۰٪ برنامه، ۲۰٪ M&G، ۱۰٪ جمع‌آوری کمک
  • هزینه‌های حسابرسی و دفترداری: ۱۰۰٪ M&G
  • لوازم برنامه‌ای: ۱۰۰٪ برنامه
  • بیمه: تقسیم ۶۰٪ برنامه، ۳۰٪ M&G، ۱۰٪ جمع‌آوری کمک بر اساس تحلیل پوشش‌ها

پس از انجام محاسبات، این سازمان به حدود ۷۳٪ برنامه، ۱۷٪ M&G و ۱۰٪ جمع‌آوری کمک‌های مالی می‌رسد. این اعداد قابل دفاع هستند، متدولوژی مکتوب است و مدیر اجرایی وانمود نمی‌کند که هیچ زمانی را صرف حاکمیت و مدیریت نکرده است.

جایی که انضباط دفترداری به ثمر می‌نشیند

گزارش‌دهی قوی از هزینه‌های عملکردی ماه‌ها قبل از رسیدن حسابرس شروع می‌شود. دفتر کل باید از تخصیص پشتیبانی کند، نه اینکه با آن در تضاد باشد. این معمولاً به معنای موارد زیر است:

  • ردیابی طبقه یا عملکرد در سیستم حسابداری، با تعاریف منسجمی که همه کارکنان از آن استفاده می‌کنند.
  • کدهای مجزا برای هزینه‌های مستقیم برنامه، هزینه‌های مستقیم M&G و هزینه‌های مستقیم جمع‌آوری کمک — به علاوه یک استخر (Pool) مشخص برای هزینه‌های غیرمستقیم که با فرمول تخصیص می‌یابند.
  • مرور سه‌ماهه تخصیص‌ها در برابر طرح تخصیص هزینه، به جای تقلا در پایان سال مالی.
  • اسناد مثبته (برگه‌های ثبت ساعت کار، متراژ ساختمان، تعداد کارکنان) که هر ساله برای بررسی آسان حسابرس در یک جا نگهداری می‌شوند.

ردیابی هزینه‌ها با این ساختار از ابتدای هر سال مالی، از پروژه دردناک بازسازی اسناد در ماه دسامبر جلوگیری می‌کند؛ جایی که کارکنان سعی می‌کنند به یاد آورند نه ماه پیش چقدر زمان صرف هر عملکرد کرده‌اند.

تله‌های رایج برای اجتناب

  • نداشتن طرح مکتوب تخصیص هزینه. این شایع‌ترین یافته در حسابرسی‌ها است. ابتدا این مورد را اصلاح کنید.
  • تخصیص ۱۰۰٪ مدیر اجرایی به بخش برنامه. مگر اینکه واقعاً رهبر حقوق‌بگیر مجزایی برای نظارت بر حاکمیت و امور مالی داشته باشید، مدیر اجرایی بخشی از هزینه‌های M&G و معمولاً بخشی از جمع‌آوری کمک‌های مالی را بر عهده دارد.
  • هزینه‌های M&G زیر ۵٪ برای سازمان‌های متوسط. یا با صدای بلند از آن استقبال کنید چون واقعی است (و برای سوالات آماده باشید)، یا بی سر و صدا تخصیص‌ها را اصلاح کنید.
  • تخصیص هزینه مشترک بدون تحلیل آزمون‌های سه‌گانه. هر بار آزمون‌های هدف، مخاطب و محتوا را مستند کنید، در غیر این صورت کل هزینه را به بخش جمع‌آوری کمک‌های مالی منتقل کنید.
  • تغییر روش‌ها از سالی به سال دیگر. ثبات رویه به اندازه دقت اهمیت دارد. هرگونه تغییر در روش را در یادداشت‌های پیوست حسابرسی توجیه کنید.
  • اشتباه گرفتن طبقه‌بندی عملکردی و ماهیتی (طبیعی). هر دو مورد نیاز است. صورتی که فقط «حقوق، اجاره، لوازم» را بدون ستون‌های عملکردی نشان دهد — یا فقط «برنامه، M&G، جمع‌آوری کمک» را بدون تفکیک ماهیتی نشان دهد — با استاندارد ASU 2016-14 مطابقت ندارد.
  • تلقی هزینه‌های درآمدزایی از کمک‌ها به عنوان برنامه. رویدادهای پرورش حامیان (Donor cultivation) جزو جمع‌آوری کمک‌های مالی محسوب می‌شوند، حتی اگر مدیر برنامه در آن‌ها حضور داشته باشد.

امور مالی موسسه غیرانتفاعی خود را شفاف و آماده حسابرسی نگه دارید

تخصیص اصولی هزینه‌های عملیاتی بر یک دفتر کل استوار است که واقعاً می‌توانید به آن اعتماد کنید؛ با طبقه‌بندی‌ها و اسناد مثبته‌ای که در برابر بررسی‌های خارجی سربلند بیرون می‌آیند. Beancount.io حسابداری متن‌محور را به دفترداری موسسات غیرانتفاعی می‌آورد—هر تراکنش، طبقه و تخصیص در فایل‌های متنیِ انسان‌خوان قرار دارد که تحت کنترل نسخه هستند، خط‌به‌خط قابلیت حسابرسی دارند و فاقد وابستگی به فروشنده نرم‌افزار می‌باشند. به‌صورت رایگان شروع کنید و به حسابرس (و هیئت مدیره) خود سوابقی ارائه دهید که تهیه گزارش ۹۹۰ سال آینده را به جای پروژه‌ای یک‌ماهه، به کاری یک‌روزه تبدیل کند.