Beancount.io LogoBeancount.io

بازخرید سهام بخش ۳۰۲: تفاوت برخورد مالیاتی فروش در مقابل سود سهام در شرکت‌های سهامی خاص (C Corporations)

زمان مطالعه 19 دقیقهMike ThriftMike Thrift
بازخرید سهام بخش ۳۰۲: تفاوت برخورد مالیاتی فروش در مقابل سود سهام در شرکت‌های سهامی خاص (C Corporations)

یک شرکت سهامی نوع C چکی به مبلغ ۲ میلیون دلار برای بازخرید سهام یک سهامدار اقلیت صادر می‌کند. سهامدار این پرداختی را به عنوان سود سرمایه‌ای بلندمدت گزارش کرده، تقریباً ۲۳.۸٪ مالیات فدرال پرداخت می‌کند و به کار خود ادامه می‌دهد. هجده ماه بعد، ممیز IRS کل آن ۲ میلیون دلار را به عنوان سود سهام (Dividend) طبقه‌بندی مجدد می‌کند؛ که با همان نرخ ۲۳.۸٪ مشمول مالیات می‌شود، اما با بازیافت صفر بهای تمام‌شده (Basis)، بدون کسر ۴۰۰,۰۰۰ دلار هزینه‌ای که سهامدار برای سهم پرداخته بود، و یک قبض مالیاتی شش‌رقمی اضافی بر روی چیزی که سهامدار فکر می‌کرد یک خروج بی‌دردسر است.

این همان تله ماده ۳۰۲ است. یک حواله بانکی واحد می‌تواند بسته به آزمون‌های مدفون در قانونی که اکثر مالکان هرگز نخوانده‌اند، قوانین انتساب خانوادگی که سهامی را که سهامدار واقعاً مالک آن‌ها نیست محاسبه می‌کند، و سه «حاشیه امنیت» (Safe Harbor) تایید شده توسط دیوان عالی که در کسب‌وکارهای خانوادگی به سرعت بسته می‌شوند، به عنوان سود سرمایه‌ای یا سود سهام عادی تلقی شود. اگر عضو هیئت مدیره یک شرکت سهامی خاص نوع C هستید که اقدام به بازخرید سهام می‌کند - یا مالک آن سهام هستید - ماده ۳۰۲ تفاوت بین حفظ بهای تمام‌شده و از دست دادن آن است.

این راهنما چهار آزمون برای برخورد به عنوان «فروش»، قوانین انتساب ماده ۳۱۸ که به آرامی اکثر بازخریدهای خانوادگی را رد صلاحیت می‌کنند، سلب حق انتساب خانوادگی که مسیر «خاتمه کامل» را نجات می‌دهد، و اقدامات برنامه‌ریزی که از یک بازخرید در برابر تغییر ماهیت توسط IRS محافظت می‌کند، بررسی می‌کند.

چرا تمایز بین «فروش» و «سود سهام» تا این حد اهمیت دارد؟

وقتی یک شرکت برای خرید سهامِ خودِ سهامدار به او پولی پرداخت می‌کند، این پرداخت باید برای مقاصد مالیاتی تعیین ماهیت شود. ماده ۳۰۲ قانون درآمدهای داخلی دو نتیجه احتمالی را ارائه می‌دهد:

  • برخورد به عنوان معاوضه (فروش): سهامدار بازخرید را به عنوان فروش سهام گزارش می‌کند. سهامدار بهای تمام‌شده (Basis) خود را بازیافت می‌کند، سود یا زیان سرمایه‌ای را برای تفاوت بین عایدی و بهای تمام‌شده گزارش می‌دهد و اگر دوره نگهداری بیش از یک سال باشد، واجد شرایط نرخ‌های سود سرمایه‌ای بلندمدت می‌شود.
  • برخورد به عنوان توزیع (سود سهام): بازخرید به عنوان توزیع موضوع ماده ۳۰۱ در نظر گرفته می‌شود. کل مبلغ پرداختی تا میزانی که شرکت دارای عواید و سود (E&P) باشد، به عنوان سود سهام مشمول مالیات می‌شود. سهامدار هیچ بازیافت بهای تمام‌شده‌ای در برابر سود سهام دریافت نمی‌کند؛ بهای تمام‌شده در سهامی که سهامدار دیگر مالک آن نیست محبوس می‌ماند و در عوض تحت قوانین انتساب به اشخاص وابسته منتقل می‌شود.

در نرخ‌های فدرال فعلی، هم سود سهام واجد شرایط و هم سود سرمایه‌ای بلندمدت به سقف ۲۰٪ به اضافه ۳.۸٪ مالیات خالص درآمد سرمایه‌گذاری می‌رسند. نرخ نهایی مشابه به نظر می‌رسد. اما آسیب در سه جای دیگر خود را نشان می‌دهد:

۱. از دست دادن بازیافت بهای تمام‌شده (Basis): موسسی که ۵۰۰,۰۰۰ دلار برای سهامی پرداخته که اکنون به مبلغ ۳ میلیون دلار بازخرید می‌شود، تحت برخورد فروش، بر روی ۲.۵ میلیون دلار مالیات می‌دهد. تحت برخورد سود سهام، همان موسس بر روی کل ۳ میلیون دلار مالیات می‌دهد. از دست دادن بازیافت بهای تمام‌شده به تنهایی نزدیک به ۶۰۰,۰۰۰ دلار مالیات فدرال با بالاترین نرخ هزینه دارد، قبل از اینکه مالیات بر درآمد ایالتی محاسبه شود. ۲. مواجهه با مالیات بر درآمد ایالتی: اکثر ایالت‌ها نرخ‌های ترجیحی برای سود سهام ندارند و با سود سهام مانند درآمد عادی برخورد می‌کنند. برای مثال، کالیفرنیا می‌تواند نرخ‌های بالای ۱۳٪ را بر کل سود سهام اعمال کند، در حالی که فروش سهام توسط یک شخص غیر مقیم ممکن است اصلاً مشمول مالیات کالیفرنیا نشود. ۳. بهای تمام‌شده معلق تحت قوانین انتساب: وقتی یک بازخرید به عنوان سود سهام تغییر ماهیت داده می‌شود، بهای تمام‌شده سهامدار بازخرید شده ناپدید نمی‌شود. این مبلغ به سهام نگه داشته شده توسط اعضای خانواده یا نهادهای وابسته تخصیص می‌یابد؛ نتیجه‌ای که اغلب هیچ‌کس قصد آن را نداشته و معکوس کردن آن تقریباً غیرممکن است.

برای یک شرکت سهامی خاص که سهم یک سهامدار در حال بازنشستگی، یک شریک در حال طلاق، یا ماترک یک سهامدار متوفی را بازخرید می‌کند، این شکاف بزرگترین متغیر مالیاتی در معامله است.

چهار آزمون ماده 302(b) برای برخورد به عنوان فروش

بند 302(a) مقرر می‌دارد که اگر بازخریدی یکی از چهار آزمون ماده 302(b) را برآورده کند، به عنوان یک معاوضه (برخورد به عنوان فروش) تلقی می‌شود. اگر در هر چهار آزمون شکست بخورد، بند 302(d) کل پرداخت را به طور پیش‌فرض به سمت برخورد سود سهام موضوع ماده ۳۰۱ سوق می‌دهد. این چهار آزمون برای شناسایی بازخریدهایی طراحی شده‌اند که ماهیت آن‌ها با سود سهام متفاوت است، جایی که سهامدار یا مالکیت خود را به طور معناداری کاهش می‌دهد، به طور کامل خارج می‌شود، یا توزیعی در سطح شرکت دریافت می‌کند.

آزمون ۱: عدم معادل بودن اساسی با سود سهام (ماده 302(b)(1))

این منعطف‌ترین و در عین حال غیرقابل‌پیش‌بینی‌ترین آزمون است. قانون به سادگی می‌گوید اگر بازخرید «اساساً معادل سود سهام نباشد»، واجد شرایط برخورد به عنوان معاوضه است. دهه‌ها رویه قضایی و آرای IRS این را به استاندارد «کاهش معنادار» تبدیل کرده است.

در پرونده ایالات متحده علیه دیویس، دیوان عالی حکم داد که بازخرید تنها زمانی از معادل بودن با سود سهام اجتناب می‌کند که منجر به «کاهش معنادار در منافع متناسب سهامدار در شرکت» شود. سهامداری که قبل و بعد از بازخرید ۱۰۰٪ مالکیت دارد - حتی به طور حکمی و از طریق قوانین انتساب - فارغ از اینکه هدف تجاری اعلام شده شرکت چه بوده است، در این آزمون شکست می‌خورد.

در عمل، IRS کاهش‌های کوچکی در حد چند درصد را زمانی که سهامدار یک دارنده اقلیت بدون کنترل باشد، پذیرفته است. برای مثال، تغییر از ۰.۰۰۰۱۱۱۸٪ به ۰.۰۰۰۱۰۸۱٪ در یک رای منتشر شده به عنوان کاهش معنادار تلقی شده است، زیرا سهامدار از ابتدا نفوذی نداشته و این افت کوچک همچنان اهمیت داشته است. در مقابل، یک سهامدار کنترل‌کننده که از ۶۰٪ به ۵۵٪ می‌رسد، معمولاً در این آزمون شکست می‌خورد زیرا همچنان تصمیم‌گیرنده اصلی است.

چه زمانی به آن تکیه کنیم: تنها زمانی که هیچ‌یک از آزمون‌های دقیق و صریح عمل نکنند و واقعیات واقعاً نشان‌دهنده از دست دادن معنادار قدرت رأی، حقوق سود سهام یا حقوق تصفیه باشد. قبل از شرط‌بندی روی یک بازخرید بزرگ تنها بر اساس این آزمون، یک رای اختصاصی کتبی (Private letter ruling) یا نظر مشورتی معتبر دریافت کنید.

آزمون ۲: بازخرید به شدت نامتناسب (ماده ۳۰۲(ب)(۲))

این آزمون، روش اصلی برای بازخریدهای جزئی سهام است. یک بازخرید زمانی «به شدت نامتناسب» تلقی می‌شود که بلافاصله پس از بازخرید، هر سه شرط زیر برقرار باشد:

۱. سهامدار کمتر از ۵۰٪ از کل قدرت رأی‌دهی ترکیبی تمامی طبقات سهام دارای حق رأی را در اختیار داشته باشد. ۲. نسبت مالکیت سهام دارای حق رأی سهامدار، کمتر از ۸۰٪ نسبتی باشد که بلافاصله قبل از بازخرید وجود داشت. ۳. نسبت مالکیت سهام عادی سهامدار (ترکیب سهام دارای حق رأی و بدون حق رأی)، کمتر از ۸۰٪ نسبتی باشد که بلافاصله قبل از بازخرید وجود داشت.

قاعده ۸۰٪ ضربی است و نه تفریقی. سهامداری که قبل از بازخرید مالک ۲۵٪ بوده، برای عبور از این آزمون باید بعد از بازخرید کمتر از ۲۰٪ مالکیت داشته باشد (۸۰٪ عدد ۲۵٪ = ۲۰٪). سهامدار دارای ۶۰٪ مالکیت باید به زیر ۴۸٪ برسد و الی آخر.

مثال. ماریا ۴۰ سهم از ۱۰۰ سهم شرکت Acme Inc را در اختیار دارد. شرکت ۱۵ سهم او را بازخرید می‌کند. پس از بازخرید، ۸۵ سهم در دست سهامداران باقی می‌ماند و ماریا مالک ۲۵ سهم از آن‌هاست — حدود ۲۹.۴٪. نسبت او قبل از بازخرید ۴۰٪ و پس از بازخرید ۲۹.۴٪ است. ماریا باید زیر ۳۲٪ (۸۰٪ عدد ۴۰٪) باشد که هست. او همچنین کمتر از ۵۰٪ مالکیت دارد. بنابراین او از آزمون ۲ با موفقیت عبور می‌کند.

تله‌ای که باید مراقب آن بود. ماده ۳۰۲(ب)(۲)(د) استفاده از این آزمون را برای بازخریدهایی که طبق برنامه‌ای انجام می‌شوند که نتیجه آن‌ها مجموعه‌ای از بازخریدهای غیرمتناسب در کل نیست، مسدود می‌کند. یک شرکت نمی‌تواند یک بازخرید مرزی را به سه مرحله در طول یک سال تقسیم کند تا در هر مرحله از آستانه ۸۰٪ عبور کند.

آزمون ۳: قطع کامل منافع (ماده ۳۰۲(ب)(۳))

یک بازخرید زمانی واجد شرایط است که کل منافع سهامدار در شرکت را خاتمه دهد. پس از اعمال قواعد مالکیت فرضی ماده ۳۱۸، سهامدار باید — به صورت واقعی و فرضی — دارای صفر سهم باشد.

این ساده‌ترین مسیر در صورت امکان است: نیازی به مدل‌سازی درصدها یا ضرب ۸۰٪ نیست. شرکت تمام سهام تحت مالکیت سهامدار را بازخرید می‌کند و سهامدار بدون هیچ پیوند مالکیتی از شرکت خارج می‌شود.

در کسب‌وکارهای با مالکیت محدود، انتساب خانوادگی عاملی است که آزمون ۳ را با شکست مواجه می‌کند. اگر پدری تمام سهام خود را بازخرید کند اما دخترش همچنان سهامدار باشد، طبق ماده ۳۱۸، پدر به طور فرضی مالک سهام دخترش محسوب می‌شود. در این حالت، قطع کامل منافع روی کاغذ ناقص باقی می‌ماند.

خبر خوب: ماده ۳۰۲(ج)(۲) اجازه اسقاط حق انتساب خانوادگی را می‌دهد که در ادامه این مقاله بررسی شده است. با داشتن این اسقاط حق، آزمون ۳ به مسیر پیش‌فرض برای بازخرید سهام در کسب‌وکارهای خانوادگی تبدیل می‌شود.

آزمون ۴: تصفیه جزئی (ماده ۳۰۲(ب)(۴))

این آزمون فقط برای سهامداران غیرشرکتی اعمال می‌شود و به یک رویداد در سطح شرکت بستگی دارد: شرکت با توزیع عواید خالص ناشی از توقف یک خط کسب‌وکار یا از طریق سایر موارد انقباض شرکتی واجد شرایط، کسب‌وکار خود را کوچک می‌کند. در اینجا بررسی اینکه بازخرید «اساساً معادل سود سهام نیست»، در سطح شرکت انجام می‌شود (آیا واقعاً کوچک‌سازی رخ داده است؟) و نه در سطح سهامدار.

آزمون ۴ در عمل نادر است. این آزمون معمولاً زمانی مطرح می‌شود که یک شرکت تابعه عملیاتی فروخته شود و عواید آن صرف بازخرید برخی از سهام شرکت مادر گردد.

انتساب موضوع ماده ۳۱۸: قاعده‌ای که اکثر بازخریدها را تحت تأثیر قرار می‌دهد

آزمون‌های ماده ۳۰۲(ب) تا زمانی که قواعد ماده ۳۱۸ را به آن‌ها اضافه نکنید، ساده به نظر می‌رسند. ماده ۳۱۸ با برخی از سهام تحت مالکیت اشخاص وابسته چنان رفتار می‌کند که گویی سهامدارِ بازخرید شده مالک آن‌هاست. در شرکت‌های سهامی خاص (C Corporations)، چهار دسته بیشترین اهمیت را دارند:

  • انتساب خانوادگی. یک سهامدار مالک سهام همسر، فرزندان (از جمله فرزندخواندگان قانونی)، نوه‌ها و والدین خود تلقی می‌شود. شایان ذکر است که خواهر و برادر مشمول این قاعده نیستند، و همچنین والدینِ همسر یا پدربزرگ و مادربزرگ (مگر به عنوان والدینِ والدین فرد — که یک انتساب متفاوت است).
  • انتساب از موجودیت‌ها. سهام متعلق به یک شراکت، ماترک، تراست یا شرکتی که سهامدار در آن ذینفع است، به نسبت سهم سهامدار به او منتسب می‌شود. برای شرکت‌ها، این قاعده تنها در صورتی اعمال می‌شود که سهامدار مالک ۵۰٪ یا بیشتر از سهام شرکت باشد.
  • انتساب به موجودیت‌ها. تصویر معکوس قاعده قبل. سهام متعلق به یک سهامدار با مالکیت ۵۰٪ یا بیشتر به شرکت منتسب می‌شود، و سهام متعلق به شرکا، ذینفعان و سهامداران به ترتیب به شراکت، ماترک یا شرکت منتسب می‌گردد.
  • انتساب حق اختیار خرید. سهامی که سهامدار حق اختیار خرید آن را دارد، تحت مالکیت او تلقی می‌شود. این موضوع باعث می‌شود که تله‌های انتساب در طرح‌های اختیار معامله سهام، وارانت‌ها و سودپرداخت‌ها (Earnouts) به شکلی غافلگیرکننده رایج باشند.

چرا این موضوع اهمیت دارد. پدری را در نظر بگیرید که ۶۰٪ یک شرکت خانوادگی را در اختیار دارد و دختری که مالک ۴۰٪ آن است. پدر نیمی از سهام خود را بازخرید می‌کند. روی کاغذ، سهم پدر از ۶۰٪ به ۴۳٪ کاهش می‌یابد و شرطِ «زیر ۵۰٪» آزمون ۲ را برآورده می‌کند. اما طبق انتساب خانوادگی، ۴۰٪ سهم دختر دوباره به سهم پدر اضافه می‌شود. پس از بازخرید، پدر به طور فرضی مالک ۱۰۰٪ سهام باقی‌مانده است. او در تمام شروط ماده ۳۰۲(ب)(۲) و به احتمال زیاد در آزمون ۱ نیز شکست می‌خورد.

همین تله باعث از بین رفتن بازخریدهای مربوط به ماترک‌هایی می‌شود که سهام را به نفع اعضای خانواده نگه می‌دارند، یا شراکت‌های محدود خانوادگی و تراست‌هایی با چندین ذینفع خانوادگی. سهامدارِ بازخرید شده ممکن است یک چک تسویه حساب کامل از شرکت عملیاتی دریافت کند، در حالی که اداره مالیات (IRS) با او به گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی هنوز مالک بخش کنترل‌کننده است.

معافیت انتساب خانوادگی: نجات واگذاری‌های کامل

بخش 302(c)(2) مهم‌ترین راه گریز در کل رژیم بازخرید سهام را فراهم می‌کند: معافیت انتساب خانوادگی. این بخش به سهامدار بازخرید شده اجازه می‌دهد تا قوانین انتساب خانوادگی بخش 318(a)(1) را نادیده بگیرد — اما فقط برای اهداف آزمون ۳ (واگذاری کامل)، و تنها در صورتی که چهار شرط سختگیرانه رعایت شود.

  1. عدم حفظ منافع به جز به عنوان بستانکار. بلافاصله پس از بازخرید، سهامدار سابق نمی‌تواند هیچگونه نفعی در شرکت داشته باشد به جز نفعی که یک بستانکار دارد. این به معنای عدم استخدام، عدم کرسی در هیئت مدیره، عدم قرارداد مشاوره که شبیه به حقوق صاحبان سهام باشد و عدم سهام نامزدی است. سازمان امور مالیاتی (IRS) به طور تاریخی موضع سختی اتخاذ کرده است: ادامه نقش به عنوان کارمند شرکت معمولاً مهلک است.
  2. عدم تحصیل مجدد ظرف ۱۰ سال. سهامدار سابق نمی‌تواند هیچگونه نفع ممنوعه‌ای در شرکت ظرف ۱۰ سال از بازخرید به دست آورد، به جز سهامی که از طریق ارث به دست آمده باشد. "نفع ممنوعه" همان تعریف را دنبال می‌کند: مدیر، عضو هیئت مدیره، کارمند یا سهامدار.
  3. توافق برای اطلاع‌رسانی به IRS. سهامدار باید یک توافق‌نامه کتبی به اظهارنامه مالیاتی سال بازخرید پیوست کند که در آن قید شده باشد در صورت تحصیل مجدد نفع ممنوعه ظرف دوره ۱۰ ساله، به IRS اطلاع خواهد داد. این توافق‌نامه مهلت مرور زمان را برای اظهارنامه بازخرید در آن بازه ۱۰ ساله باز نگه می‌دارد.
  4. عدم انتقال برای اجتناب از مالیات در ۱۰ سال گذشته. سهامدار نباید ظرف ۱۰ سال قبل از بازخرید، سهام را از یکی از اعضای خانواده موضوع بخش ۳۱۸ تحصیل کرده باشد یا به او انتقال داده باشد، در صورتی که هدف اصلی اجتناب از مالیات بوده است.

وقتی این چهار شرط برقرار باشند، انتساب خانوادگی برای اهداف آزمون از بین می‌رود. پدری که معافیت می‌گیرد می‌تواند اجازه دهد دخترش همچنان بلوک ۴۰ درصدی خود را داشته باشد و واگذاری کامل منافع واقعی خود پدر پذیرفته می‌شود. نهادها — ماترک، تراست‌ها و مشارکت‌ها — نیز می‌توانند طبق قوانین خاص در بخش 302(c)(2)(C) از انتساب خانوادگی چشم‌پوشی کنند که به ماترک در حال بازخرید اجازه می‌دهد انتساب از ذینفعان به ماترک را نادیده بگیرد.

قلاب ۱۰ ساله بخشنده نیست. موسس بازنشسته‌ای که در سال چهارم پس از بازخرید به عنوان مشاور حقوق‌بگیر در کسب‌وکار خانوادگی خدمت می‌کند، می‌تواند معافیت را به صورت عطف به ماسبق از بین ببرد. IRS بازخرید اصلی را به عنوان سود سهام (دیویدند) طبقه‌بندی مجدد می‌کند و بهره و جریمه‌ها از تاریخ ثبت اصلی محاسبه می‌شوند. هر کسی که معافیت بخش 302(c)(2) را امضا می‌کند، به عنوان بخشی از اسناد معامله به یک برنامه انطباق ۱۰ ساله نیاز دارد.

جاهایی که اکثر بازخریدهای شرکت‌های سهامی خاص به مشکل می‌خورند

الگوهای شکست در کسب‌وکارهای خانوادگی، خریدهای موسسان و تقسیم سرمایه ناشی از طلاق تکرار می‌شوند. فهرستی کوتاه از رایج‌ترین اشتباهات بخش ۳۰۲:

  • مدل‌سازی بدون انتساب. مالکان آزمون ۸۰٪ را روی جدول سرمایه (cap table) که خودشان می‌بینند اجرا می‌کنند، نه جدول سرمایه‌ای که IRS پس از بخش ۳۱۸ می‌بیند. یک کسب‌وکار پدر و پسری که هر بار در آزمون ۲ بر اساس مالکیت فرضی شکست می‌خورد، همچنان به عنوان یک بازخرید "به میزان قابل توجهی نامتناسب" ارائه می‌شود.
  • برخورد با خرید اقساطی به عنوان یک بازخرید واحد. خریدهای چندساله — که در آن شرکت بلوک‌های سهام را طی پنج یا ده سال بازخرید می‌کند — با این ریسک مواجه هستند که طبق بخش 302(b)(2)(D) به عنوان مجموعه‌ای از بازخریدها در نظر گرفته شوند. اثر تجمعی، و نه هر سال به تنهایی، تحلیل را کنترل می‌کند. یک برنامه از پیش تعیین شده باید در اعداد نهایی آزمون را پشت سر بگذارد، نه فقط در هر مرحله میانی.
  • حفظ نقش‌های "بی‌ضرر" در هیئت مدیره. موسسی که از انتساب خانوادگی طبق بخش 302(c)(2) چشم‌پوشی می‌کند و به عنوان ناظر هیئت مدیره بدون حق رای یا مشاور بدون حقوق باقی می‌ماند، می‌تواند معافیت را به آتش بکشد. IRS کلمه "نفع" را به صورت گسترده تفسیر می‌کند. مشاوره‌ای که واقعاً در شرایط رقابتی و با نرخ‌های بازار پرداخت شود ممکن است دوام بیاورد، اما اکثر ترتیبات غیررسمی دوام نمی‌آورند.
  • ناهماهنگی در اسناد. صورتجلسات هیئت مدیره که بازخرید را به عنوان "توزیع سود سهام به موسس بازنشسته ما" توصیف می‌کنند، برای همیشه در دفتر سوابق شرکت باقی می‌مانند. حتی اگر بخش ۳۰۲ بر اساس واقعیت‌ها از معامله به عنوان فروش حمایت کند، آن لحن به ممیزان مهمات می‌دهد. اسناد را در زمان معامله درست تنظیم کنید.
  • فراموش کردن محدودیت‌های قوانین شرکتی ایالتی. اکثر ایالت‌ها مستلزم این هستند که بازخرید از محل مازاد یا در برخی موارد، سود انباشته تامین شود و شرکت بلافاصله پس از آن توانمند (solvent) باشد. چالش‌های ناشی از ورشکستگی برای یک بازخرید نیز می‌تواند در صورت ابطال معامله توسط رگولاتورها یا بستانکاران در آینده، مواجهه مالیاتی ایجاد کند.

سوابق و دفترداری: چرا دفاتر تمیز نتیجه ممیزی را تعیین می‌کنند

پرونده‌های بخش ۳۰۲ توسط مستندات تصمیم‌گیری می‌شوند. سه سابقه بیشترین نقش را در ممیزی ایفا می‌کنند:

  • جدول سرمایه قبل و بعد از بازخرید. این جدول باید مالکیت واقعی، مالکیت فرضی تحت بخش ۳۱۸ و محاسبات مربوط به هر آزمونی که بازخرید مدعی آن است را نشان دهد. ممیزان بررسی می‌کنند که آیا محاسبه ۸۰٪ در تعداد سهام نهایی انجام شده است یا تعداد سهام اولیه.
  • محاسبات سود و عواید (E&P). حتی زمانی که برخورد به عنوان فروش منطقی باشد، ممیزی که بازخرید را طبقه‌بندی مجدد می‌کند به عددی نیاز دارد تا در بخش ۳۰۱ قرار دهد. شرکت‌هایی که محاسبات جاری E&P را نگه نداشته‌اند، در معرض بازسازی ممیز قرار می‌گیرند.
  • بسته معافیت بخش 302(c)(2). توافق‌نامه کتبی، گواهی بازخرید، مصوبات همزمان هیئت مدیره و سابقه تمیز از فعالیت‌های سهامدار بازخرید شده برای ۱۰ سال آینده. گم شدن حتی یک قطعه می‌تواند منجر به از دست رفتن معافیت شود.

اینجاست که انضباط مداوم در دفترداری نتیجه می‌دهد. نگهداری یک جدول زمانی E&P همزمان، یک جدول سرمایه نسخه‌بندی شده که سناریوهای انتساب را نشان می‌دهد و یک مسیر قراردادی کامل برای هرگونه ترتیب با اشخاص وابسته، ممیزی بخش ۳۰۲ را از یک بازی حدس و گمان به یک شفاف‌سازی در یک جلسه تبدیل می‌کند. سیستم‌های حسابداری متن-ساده (Plain-text accounting) — که در آن دفتر کل زیربنایی توسط انسان قابل خواندن و دارای کنترل نسخه است — این بازسازی‌ها را بسیار سریع می‌کنند زیرا هر ورودی دارای یک مسیر ممیزی است و هر اصلاح دارای برچسب زمانی است.

اقداماتی برای برنامه‌ریزی که بازخرید را به سمت تلقی به عنوان فروش سوق می‌دهند

برای شرکت‌ها و سهامدارانی که در ساختار خود انعطاف‌پذیری دارند، چند تصمیم می‌تواند بازخرید را از حالت مرزی به حالتی قابل دفاع تبدیل کند.

۱. فراتر رفتن از آستانه ۸۰ درصد با طراحی قبلی. هنگامی که یک بازخرید جزئی مد نظر است، نسبت پس از بازخرید را در برابر هدف ۸۰ درصدی بر مبنای مالکیت فرضی (constructive) و نه فقط مبنای واقعی مدل‌سازی کنید. اگر بازخرید در مرز قرار دارد، سهام بیشتری به بازخرید اضافه کنید تا حاشیه امنیت مشخصی ایجاد شود. ۲. استفاده از خروج کامل با انصراف‌نامه مستند. زمانی که هدف خروج کامل است، بازخرید را به عنوان یک ابطال کامل اجرا کنید و پکیج انصراف‌نامه (waiver) موضوع بخش 302(c)(2) را از قبل آماده کنید. چهار شرط مذکور را به صورت کتبی به عنوان بخشی از اسناد نهایی تأیید کنید. ۳. زمان‌بندی دقیق بازخریدها. اگر به دلایل جریان نقدی، یک بازخرید چندساله ضروری است، هر مرحله (tranche) را به گونه‌ای ساختاردهی کنید که به طور مستقل آزمون بخش 302(b) را برآورده کند و هر یک را به جای مراحلی از یک طرح از پیش تعیین‌شده، به عنوان یک تراکنش مستقل مستند کنید. ۴. تبدیل به وضعیت مالیاتی S قبل از بازخرید. شرکت‌های سهامی نوع S نیز مشمول بخش ۳۰۲ هستند، اما نبود سود و عایدی انباشته (E&P) در سطح شرکت (در بسیاری از موارد)، آسیب ناشی از بازتعریف سود سهام به عنوان سود تقسیمی را محدود می‌کند. این انتخاب محدودیت‌های خاص خود را دارد، از جمله الزامی که همه سهامداران باید موافقت کنند، بنابراین این اقدامی است که نیاز به زمان‌بندی طولانی دارد. ۵. استفاده از خرید متقابل به عنوان جایگزین. زمانی که قوانین انتساب مالکیت (attribution rules) واجد شرایط شدن بازخرید را غیرممکن می‌کند، تراکنش را به عنوان خرید متقابل (cross-purchase) ساختاردهی کنید: سهامداران باقی‌مانده، به جای شرکت، سهام سهامدار خارج‌شونده را خریداری می‌کنند. خریدهای متقابل اصلاً مشمول بخش ۳۰۲ نمی‌شوند زیرا شرکت خریدار نیست. نکته منفی این است که سهامداران باقی‌مانده به نقدینگی نیاز دارند و ممکن است به دنبال افزایش مبنای هزینه سهام (stock-basis step-up) باشند که بازخرید ایجاد نمی‌کرد.

بخش ۳۰۲ در بستر: سایر بخش‌های قانون که با آن در تعامل هستند

تحلیل بخش ۳۰۲ به ندرت به تنهایی انجام می‌شود. چند مقرره مجاور می‌توانند نتیجه را تغییر دهند:

  • بخش ۳۰۴ با برخی بازخریدهای مربوط به شرکت‌های هم‌گروه (خواهر-برادر) به عنوان بازخرید فرضی برخورد می‌کند که اغلب منجر به تلقی سود سهام برای تراکنش‌هایی می‌شود که به عنوان فروش ساختار یافته‌اند.
  • بخش ۳۰۳ برخورد به عنوان مبادله (exchange treatment) را برای بازخریدهایی که جهت پرداخت مالیات بر ارث استفاده می‌شوند، صرف‌نظر از آزمون‌های بخش 302(b)، در صورت احراز آزمون‌های اندازه و زمان‌بندی خاص فراهم می‌کند.
  • بخش ۱۰۵۹ می‌تواند در صورت دریافت سود سهام غیرمتعارف توسط یک سهامدار شرکتی، کاهش مبنا یا حتی شناسایی جاری سود را برای برخی سودهای سهام، از جمله بازخریدهای معادل سود سهام، الزامی کند.
  • بخش ۳۱۱ اگر شرکت به جای نقدینگی، دارایی‌های با ارزش افزایش‌یافته را در بازخرید توزیع کند، می‌تواند منجر به ایجاد سود در سطح شرکت شود.

هر کسی که برای یک بازخرید معنادار برنامه‌ریزی می‌کند، باید ساختار را در برابر تمام این مقررات به طور هم‌زمان، و نه فقط بخش ۳۰۲ به تنهایی، مورد سنجش قرار دهد.

سوابق حقوقی خود را از روز اول شفاف نگه دارید

نتایج بخش ۳۰۲ بر اساس سوابقی تعیین می‌شوند که شرکت سال‌ها قبل از بازخرید ایجاد کرده است: جدول سرمایه (cap table)، صورتجلسات هیئت مدیره، تاریخچه مالکیت خانوادگی و جدول سود و عایدی انباشته (E&P). پلتفرم Beancount.io حسابداری متن‌محوری را ارائه می‌دهد که تاریخچه‌ای کامل و تحت کنترل نسخه (version-controlled) از هر تراکنش را به شما می‌دهد؛ بدون جعبه‌های سیاه، بدون وابستگی به نرم‌افزار خاص، و با یک ردپای حسابرسی شفاف برای زمانی که اداره مالیات (IRS) بپرسد چگونه به اینجا رسیده‌اید. به رایگان شروع کنید و ببینید چرا توسعه‌دهندگان، بنیان‌گذاران و متخصصان امور مالی برای ثبت سوابقی که اهمیت دارند، به حسابداری متن‌محور روی می‌آورند.