Beancount.io LogoBeancount.io

بخش ۱۲۵۹ فروش‌های فرضی: چگونه پوشش ریسک سهام افزایش‌یافته می‌تواند منجر به صورت‌حساب مالیاتی کاذب شود

زمان مطالعه 17 دقیقهMike ThriftMike Thrift
بخش ۱۲۵۹ فروش‌های فرضی: چگونه پوشش ریسک سهام افزایش‌یافته می‌تواند منجر به صورت‌حساب مالیاتی کاذب شود

تصور کنید بیست سال پیش سهامی از یک شرکت کوچک را به قیمت ۵۰,۰۰۰ دلار خریداری کرده‌اید و اکنون ارزش آن‌ها ۵ میلیون دلار است. شما نمی‌خواهید بفروشید — فروش به معنای نوشتن یک چک کلان برای اداره مالیات (IRS) است — اما همچنین نمی‌خواهید یک صبح بیدار شوید و متوجه شوید که ارزش دارایی شما به شدت سقوط کرده است. بنابراین با بانکدار خصوصی خود تماس می‌گیرید و آن‌ها به شما یک پوشش ریسک "بدون مالیات" را پیشنهاد می‌دهند: فروش استقراضی همان سهم در مقابل موقعیت خرید (Long) خود، تثبیت سود، و عدم پرداخت هیچ مالیاتی در امروز.

این معامله قبلاً کار می‌کرد. سپس در سال ۱۹۹۷، یک تراکنش پرسر و صدا توسط خانواده لودر (Lauder) این گریزگاه مالیاتی را از بین برد. کنگره بخش ۱۲۵۹ قانون درآمدهای داخلی را به کتاب‌های قانون اضافه کرد و اکنون اداره مالیات آمریکا (IRS) با کل دسته‌بندی این پوشش‌های ریسکِ "هم خدا و هم خرما" به گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی واقعاً سهام را فروخته‌اید — حتی اگر هیچ سهمی جابجا نشده باشد. نتیجه: یک سود سرمایه‌ای کاملاً مشمول مالیات در تراکنشی که در آن هیچ عایدی نقدی دریافت نکرده‌اید.

اگر سهام متمرکزی دارید که ارزش آن افزایش یافته است — سهام موسس، سهام ارثی، گزینه‌های سهام کارکنان که سال‌ها پیش واگذار شده‌اند، سهام محدود شده ناشی از یک تملک — بخش ۱۲۵۹ قانونی است که تعیین می‌کند آیا استراتژی پوشش ریسک شما تعویق مالیاتی شما را حفظ می‌کند یا به طور تصادفی باعث انفجار مالیاتی می‌شود. این راهنما به بررسی مواردی می‌پردازد که باعث ایجاد فروش فرضی می‌شود، چه مواردی نمی‌شود، و اینکه سرمایه‌گذاران پیشرفته چگونه تراکنش‌ها را ساختاردهی می‌کنند تا در سمت درست قانون باقی بمانند.

فروش فرضی واقعاً چیست؟

فروش فرضی تراکنشی است که قانون مالیات با آن به گونه‌ای برخورد می‌کند که گویی یک دارایی با ارزش افزوده را فروخته‌اید، حتی اگر هنوز قانوناً مالک آن باشید. هنگامی که بخش ۱۲۵۹ اعمال می‌شود، شما باید سود حاصل از موقعیت را بر اساس ارزش منصفانه بازار در تاریخ فروش فرضی شناسایی کنید. نوع آن سود (کوتاه‌مدت یا بلندمدت) در همان تاریخ تعیین می‌شود و بهای تمام شده (Basis) شما به ارزش منصفانه بازار به‌روزرسانی شده و دوره نگهداری از نو شروع می‌شود.

این قانون فقط برای موقعیت‌های مالی با ارزش افزوده اعمال می‌شود که به طور گسترده شامل هر نوع سهام، ابزار بدهی یا سهم شراکت است که در صورت فروش به ارزش منصفانه بازار، سود شناسایی می‌کردید. این قانون برای موقعیت‌هایی که در ضرر هستند اعمال نمی‌شود — بخش ۱۲۵۹ صرفاً یک قانون تسریع سود است، نه قانون شناسایی زیان.

چهار محرک صریح در قانون عبارتند از:

۱. فروش استقراضی (Short Sale) همان دارایی یا دارایی اساساً مشابه. ۲. قرارداد اصل فرضی خنثی‌کننده (مانند سواپ سهام) روی همان دارایی یا دارایی اساساً مشابه. ۳. قرارداد آتی (Futures) یا پیمان آتی (Forward) برای تحویل همان دارایی یا دارایی اساساً مشابه. ۴. هر تراکنش دیگری که اساساً اثری مشابه سه مورد اول داشته باشد (عبارتی که IRS برای استراتژی‌های کالر و پوشش‌های ریسک مشابه استفاده می‌کند).

اگر قبلاً یک موقعیت فروش استقراضی، اختیار معامله یا قرارداد آتی دارید و سپس سهام بلندمدتی را تحصیل می‌کنید که موقعیت متقابل را می‌بندد، آن خرید نیز می‌تواند باعث ایجاد فروش فرضی در موقعیت مشتقه اصلی شود. این قانون هر دو جهت را شامل می‌شود.

معامله "فروش استقراضی در برابر دارایی موجود" که همه چیز از آنجا شروع شد

قبل از سال ۱۹۹۷، پوشش ریسک کلاسیک با تعویق مالیاتی، "فروش استقراضی در برابر دارایی موجود" (short-against-the-box) بود. شما ۱۰۰,۰۰۰ سهم از یک سهام با ارزش افزوده داشتید. ۱۰۰,۰۰۰ سهم مشابه را از کارگزار خود قرض می‌گرفتید و آن‌ها را به صورت استقراضی می‌فروختید. اکنون شما دو موقعیت کاملاً خنثی‌کننده داشتید — ۱۰۰,۰۰۰ سهم خرید (Long) و ۱۰۰,۰۰۰ سهم فروش (Short) — و ریسک اقتصادی شما در آن سهم صفر بود. شما عملاً بدون شناسایی سود برای مقاصد مالیاتی، سود خود را نقد کرده بودید.

سرمایه‌گذاران از این تکنیک برای تثبیت ثروت خود برای سال‌ها و گاهی تا ابد استفاده می‌کردند. نسخه برنامه‌ریزی ارث حتی بهتر بود: باز نگه داشتن موقعیت فروش تا زمان مرگ، دریافت افزایش بهای تمام شده (stepped-up basis) در موقعیت خرید، و سپس بستن موقعیت فروش بدون شناسایی هیچ سودی. مالیات بر سود سرمایه برای همیشه به تعویق می‌افتاد و سپس بخشیده می‌شد.

بخش ۱۲۵۹ به این وضعیت پایان داد. فروش استقراضی "همان دارایی یا دارایی اساساً مشابه" در مقابل یک موقعیت خرید با ارزش افزوده، اکنون در روز باز شدن موقعیت فروش، یک فروش فرضی محسوب می‌شود. شما سود را به گونه‌ای گزارش می‌کنید که گویی سهام خرید خود را در آن روز، به ارزش منصفانه بازار در تاریخ معامله، فروخته‌اید.

مفهوم "اساساً مشابه" از مفهوم فروش صوری (wash-sale) تحت بخش ۱۰۹۱ الهام گرفته شده است، اما در اینجا به صورت گسترده‌تری تفسیر می‌شود. فروش استقراضی سهام عادی همان ناشر کاملاً مشابه محسوب می‌شود. دو طبقه سهام از یک شرکت، رسیدهای سپرده‌گذاری آمریکایی (ADR) سهام خارجی پایه، و برخی اوراق بهادار قابل تبدیل، همگی در زمینه‌های مختلف به عنوان اساساً مشابه تلقی شده‌اند.

سواپ‌های سهام و قراردادهای آتی

سواپ سهام با بازده کل (Total-return equity swap) روی همان سهم، معادل مدرن فروش استقراضی در برابر دارایی موجود است. شما موافقت می‌کنید که بازده کل سهام با ارزش افزوده خود (سود سهام به علاوه افزایش ارزش) را به یک طرف مقابل بپردازید و در مقابل یک نرخ تامین مالی (معمولاً LIBOR یا SOFR به علاوه یک حاشیه سود) دریافت کنید. از نظر اقتصادی، شما تمام ریسک کاهش و فرصت افزایش ارزش سهام را در ازای بازدهی مشابه بازار پول به بانک منتقل کرده‌اید.

بخش ۱۲۵۹ صراحتاً این را به عنوان فروش فرضی در نظر می‌گیرد. عبارت "قرارداد اصل فرضی خنثی‌کننده" با در نظر گرفتن سواپ‌های سهام تدوین شده است. همین پاسخ برای قرارداد آتی که شما را ملزم به تحویل تعداد ثابتی از همان سهام در تاریخی در آینده می‌کند نیز صادق است — قراردادهای آتی کلاسیک پیش-پرداخت شده یا پیمان‌های آتی فروش روی سهام مشابه، در لحظه ورود باعث شناسایی سود می‌شوند.

آزمون اقتصادی که قانون استفاده می‌کند این است که آیا موقعیت جدید اساساً ریسک زیان و فرصت سود را در موقعیت با ارزش افزوده از بین می‌برد یا خیر. اگر پاسخ مثبت باشد، این یک فروش فرضی است. اگر فقط بخشی را پوشش داده باشید — مثلاً در برابر ضررهای زیر ۹۰٪ قیمت فعلی محافظت کرده‌اید اما تمام سود بالای ۱۱۰٪ را برای خود نگه داشته‌اید — ممکن است فضایی برای مانور داشته باشید.

جایی که کالرها دشوار می‌شوند

یک کالر (Collar)، ترکیبی از یک اختیار فروش حمایتی (Long Protective Put) با یک اختیار خرید کوتاه (Short Call) روی همان سهام است که هر دو قیمت فعلی را احاطه می‌کنند. این محبوب‌ترین ابزار پوشش ریسک برای مدیران و مشتریان دفاتر خانوادگی (Family-office) با دارایی‌های متمرکز است، زیرا یک کالر «با هزینه صفر» می‌تواند به گونه‌ای ساختار یابد که حق بیمه دریافتی از فروش اختیار خرید، دقیقاً هزینه خرید اختیار فروش را تامین کند.

کالرها ذاتاً در لیست فروش فرضی (Constructive-sale) نیستند. آن‌ها تحت بند کلیِ «اثر اساساً مشابه» قرار می‌گیرند، که به این معنی است که پاسخ به حقایق و شرایط بستگی دارد. کنگره به وزارت خزانه‌داری دستور داد تا مقرراتی را صادر کند که دقیقاً مشخص کند چه زمانی یک کالر بیش از حد تنگ (محدود) است - و بیش از دو دهه بعد، آن مقررات هنوز در انتظار صدور هستند. در غیاب قوانین شفاف، متخصصان به موارد زیر تکیه می‌کنند:

  • فاصله بین قیمت‌های اعمال. کالری با قیمت اعمال اختیار فروش در ۹۵٪ قیمت فعلی و قیمت اعمال اختیار خرید در ۱۱۰٪، فضای معناداری برای سود و زیان باقی می‌گذارد؛ کالری که هر دو قیمت اعمال آن روی ۱۰۰٪ باشد، اساساً قیمت را قفل می‌کند و به طور گسترده‌ای به عنوان فروش فرضی در نظر گرفته می‌شود. هرچه این بازه گسترده‌تر باشد، ایمن‌تر است.
  • مدت قرارداد. کالرهای چند ساله نسبت به کالرهای کوتاه‌مدت با سخت‌گیری بیشتری بررسی می‌شوند.
  • نوسان دارایی پایه. یک بازه ۵ درصدی در یک سهام خدماتی با نوسان کم، ریسک بیشتری را نسبت به همان بازه در یک سهم تکنولوژی حذف می‌کند. هرچه محدوده معاملاتی معنادار نسبت به نوسانات تاریخی باریک‌تر باشد، ریسک فروش فرضی بیشتری را می‌پذیرید.
  • حفظ سود سهام و حق رای. اگر سود سهام و حق رای را حفظ کنید، نشانه‌های معناداری از مالکیت را حفظ کرده‌اید که علیه تلقی شدن به عنوان فروش فرضی عمل می‌کند.

سازمان امور مالیاتی (IRS) در پرونده Anschutz Co. v. Commissioner یک ترتیب کالر را به چالش کشید و تا حدودی پیروز شد، اما پرونده بر اساس حقایق اضافی از جمله استقراض سهام پیش رفت - کالر به تنهایی موضوع تعیین‌کننده نبود. اکثر برنامه‌ریزان هر کالری که بازه آن تنگ‌تر از ۱۵-۲۰٪ یا مدت آن طولانی‌تر از چند سال باشد را در معرض ریسک فروش فرضی می‌دانند.

راهکار قرارداد سلف متغیر پیش‌پرداخت شده

تراکنی که بیش از هر روش دیگری به زنده نگه داشتن پوشش ریسک سهام‌های متمرکز کمک کرده است، قرارداد سلف متغیر پیش‌پرداخت شده (VPF) است. ساختار آن بدین صورت است: شما موافقت می‌کنید که تعداد متغیری از سهامِ افزایش ارزش یافته خود را در تاریخی در آینده (معمولاً دو تا چهار سال بعد) به یک بانک سرمایه‌گذاری تحویل دهید. تعداد سهامی که بدهکار هستید بر اساس قیمت سهام در تاریخ تسویه، با یک کف و سقف محاسبه می‌شود. بانک ۷۵ تا ۹۰ درصد ارزش فعلی سهام را به صورت نقد پیش‌پرداخت می‌کند.

نکته کلیدی، متغیر بودن است. از آنجایی که تعداد سهام تحویلی با قیمت سهام تغییر می‌کند، شما وارد یک «قرارداد سلف برای تحویل دارایی یکسان یا اساساً مشابه» با مقدار ثابت نشده‌اید. رای درآمدی ۲۰۰۳-۷ (Revenue Ruling 2003-7) یک VPF با فاصله ۲۵ درصدی بین کف (جایی که سهام بیشتری تحویل می‌دهید) و سقف (جایی که سهام کمتری تحویل می‌دهید) را تایید کرد، مشروط بر اینکه مودی مالیاتی مالکیت قانونی را حفظ کرده و سهام را به جای انتقال، به عنوان وثیقه گرو بگذارد.

قراردادهای VPF به یک مدیر، موسس یا سهامدار بزرگ اجازه می‌دهند:

  • یک موقعیت متمرکز غیر نقدشونده را به پول نقد فوری تبدیل کند.
  • مالیات بر عایدی سرمایه را تا زمان تسویه فیزیکی در سال‌های بعد به تعویق بیندازد.
  • سود سهام و حق رای را در طول مدت قرارداد حفظ کند.
  • بخشی از سود بالاتر از قیمت اعمال اختیار خرید را حفظ کند (زیرا اگر قیمت سهام به شدت افزایش یابد، سهام کمتری تحویل می‌دهند).
  • در زمان تسویه، سایر اوراق بهادار متنوع را برای بستن موقعیت گرو بگذارد، به جای اینکه سهام اصلی را تحویل دهد.

قراردادهای VPF ضدگلوله نیستند. IRS به شدت گونه‌هایی را که در آن استقراض سهام با قرارداد همپوشانی داشت - به CCA 201104031 مراجعه کنید - به چالش کشیده است و ساختاری که از الگوی حقایق رای درآمدی ۲۰۰۳-۷ منحرف شود، می‌تواند با شکست مواجه شود. IRS همچنین اعلام کرده است که فواصل بسیار باریک (زیر ۲۰٪) در معرض خطر هستند. با هر طراحی VPF به عنوان موردی برخورد کنید که قبل از امضا به نظر مالیاتی یک مشاور واجد شرایط نیاز دارد.

استثنای بستن ۳۰ روزه

بخش 1259(c)(3) راه خروجی برای تراکنش‌هایی فراهم می‌کند که بعداً مشخص می‌شود یک پوشش ریسک واقعی نبوده‌اند. اگر شما:

۱. تراکنش جبران‌کننده (فروش استقراضی، سوآپ یا سلف) را ظرف ۳۰ روز پس از پایان سال مالیاتی که در آن باز شده است، ببندید، و ۲. موقعیت خرید (Long) افزایش ارزش یافته را در طول دوره ۶۰ روزه‌ای که از تاریخ بستن تراکنش جبران‌کننده شروع می‌شود، حفظ کنید، و ۳. ریسک ضرر خود را در موقعیت خرید برای آن پنجره ۶۰ روزه بدون کاهش نگه دارید (بدون گزینه‌های حمایتی بیشتر، بدون کالر جایگزین، بدون ترتیب حقوق صاحبان سهام تسویه نقدی)،

در این صورت هیچ فروش فرضی رخ نداده است - با تراکنش به گونه‌ای برخورد می‌شود که گویی هرگز بخش ۱۲۵۹ را فعال نکرده است. جزئیات اهمیت دارند. دوره ۶۰ روزه نگهداری «بدون پوشش» (naked) باید شامل کل میزان قرار گرفتن در معرض قیمت سهام اصلی باشد. ایجاد یک پوشش ریسک دیگر در طول آن پنجره، زمان‌سنج را دوباره از اول فعال کرده و فروش فرضی را احیا می‌کند.

این استثنا همان چیزی است که اجازه می‌دهد استراتژی‌های پوشش ریسک پایان سال به صورت تاکتیکی انجام شوند. مودی مالیاتی که در ۱۵ دسامبر سهام را در برابر دارایی موجود (Against the box) می‌فروشد و در ۱۰ ژانویه موقعیت فروش را می‌بندد، سپس سهام را بدون محافظت تا ۱۱ مارس نگه می‌دارد، تراکنشی دارد که برای مقاصد مالیاتی ناپدید می‌شود. هر چیزی پیچیده‌تر از آن مستلزم انضباط تقویمی دقیق و سوابق مفصل است.

مواردی که بند ۱۲۵۹ شامل آن‌ها نمی‌شود

یک سوءتفاهم رایج این است که هرگونه پوشش ریسک (هج) روی سهامی که ارزش آن افزایش یافته، باعث فعال شدن بند ۱۲۵۹ می‌شود. اما این‌گونه نیست. چندین موقعیت معاملاتی رایج خارج از شمول این قاعده هستند:

  • خرید قراردادهای اختیار فروش حمایتی (Long protective puts) به تنهایی. خرید یک اختیار فروش روی سهامی که مالک آن هستید (بدون فروش اختیار خرید) پتانسیل سودآوری را از بین نمی‌برد، بنابراین ریسک و پاداش را به‌طور اساسی حذف نمی‌کند. این کار به‌طور کلی فروش فرضی محسوب نمی‌شود.
  • فروش قراردادهای اختیار خرید خارج از سود (Out-of-the-money short calls) به تنهایی. نوشتن یک قرارداد اختیار خرید پوشش‌یافته (Covered call) با قیمتی بسیار بالاتر از قیمت فعلی (که در قوانین استرادل به آن «اختیار خرید پوشش‌یافته واجد شرایط» گفته می‌شود)، به خودی خود باعث ایجاد فروش فرضی نمی‌شود.
  • پوشش ریسک روی سهام متفاوت. پوشش ریسک روی شاخص S&P 500، یک ETF بخشی یا سبدی از شرکت‌های مشابه، معمولاً با پوزیشن لانگ در یک تک‌سهم «اساساً یکسان» در نظر گرفته نمی‌شود. بسیاری از برنامه‌های پوشش ریسک سهام متمرکز، دقیقاً به این دلیل از هج‌های شاخصی استفاده می‌کنند که ابزارهای سطح شاخص خارج از شمول بند ۱۲۵۹ قرار می‌گیرند.
  • ابزارهای بدهی که «پوزیشن مالی افزایش‌یافته» محسوب نمی‌شوند؛ برای مثال، اوراق قرضه‌ای که به قیمت اسمی نگهداری می‌شوند یا پوزیشنی که دارای زیان انباشته است.
  • قراردادهای بند ۱۲۵۶ (قراردادهای آتی و اختیارات شاخصی گسترده) زمانی که برای پوشش ریسک یک ورقه بهادار متفاوت استفاده می‌شوند؛ هرچند این قراردادها طبق بند ۱۲۵۶ قوانین ارزش‌گذاری به قیمت روز (Mark-to-market) مخصوص به خود را دارند.

نتیجه این است که اکثر برنامه‌های هجینگ سهام متمرکز که به‌خوبی طراحی شده‌اند، بر پایه هج‌های ناقص بنا می‌شوند: استفاده از اختیار فروش شاخص به جای اختیار فروش تک‌سهم، قراردادهای آتی بخشی به جای فروش استقراضی سهم خاص، کالرهای نسبتی (Ratio Collars) و قیمت‌های توافقی تاکتیکی که آن‌قدر در معرض ریسک باقی می‌مانند تا از شمول شاخص فراگیر قانون خارج شوند.

اشتباهات رایجی که سرمایه‌گذاران مرتکب می‌شوند

حتی مودیان مالیاتی باهوش نیز در برخورد با بند ۱۲۵۹ دچار اشتباه می‌شوند. الگوهای تکراری شکست عبارتند از:

۱. مجزا دانستن حساب‌های کارگزاری. اگر همسر شما، شرکت تحت کنترل شما، تراست واگذارنده (Grantor Trust) یا ابزار برنامه‌ریزی ماترک شما پوزیشن معکوس را نگه دارد، باز هم محاسبه می‌شود. بند ۱۲۵۹ با استفاده از قوانین مالکیت فرضی در بندهای 267(b) و 707(b)، شامل «اشخاص مرتبط» نیز می‌شود. ۲. فراموش کردن اینکه باز کردن پوزیشن لانگ می‌تواند محرک قانون باشد. اگر در یک سهم پوزیشن فروش (Short) داشته باشید و سپس همان سهم را خریداری کنید (Long)، ممکن است باعث ایجاد فروش فرضی در پوزیشن فروش خود شوید. این موضوع معامله‌گرانی را که در حین داشتن هج‌های فروش، به تدریج وارد پوزیشن‌های خرید می‌شوند، به دردسر می‌اندازد. ۳. انباشتن چندین هج «تقریباً ایمن». یک کالر منعطف به‌علاوه یک پوزیشن فروش کوچک در قراردادهای آتی و یک یادداشت مشارکت، در مجموع می‌توانند هم ریسک و هم پاداش را حذف کنند، حتی اگر هیچ‌کدام از آن‌ها به تنهایی این کار را انجام ندهند. سازمان امور مالیاتی (IRS) اثر ترکیبی آن‌ها را ارزیابی می‌کند. ۴. نادیده گرفتن پنجره ۶۰ روزه بازگشت به ریسک. بستن پوزیشن فروش در پنجره ۳۰ روزه تنها زمانی کارساز است که سهم لانگ پس از آن به مدت ۶۰ روز بدون پوشش (Naked) بماند. ایجاد یک هج جدید پس از ۴۵ روز، استثنا را باطل کرده و وضعیت فروش فرضی را احیا می‌کند. ۵. نادیده گرفتن انطباق ایالتی. اکثر ایالت‌هایی که مالیات بر درآمد دارند از بند ۱۲۵۹ پیروی می‌کنند، اما تعداد کمی از آن‌ها چنین نیستند و به ویژه ایالت کالیفرنیا تفاوت‌های ظریفی در زمان شناسایی سود برای مقاصد ایالتی دارد. ۶. چشم‌پوشی از پیامدهای برنامه‌ریزی ماترک. یک فروش فرضی، مبنای هزینه (Basis) شما را به ارزش منصفانه بازار تغییر داده و دوره نگهداری جدیدی را آغاز می‌کند. اگر قصد هدیه دادن یا فروش زودهنگام را داشته باشید، این می‌تواند یک مزیت باشد، اما امکان افزایش مبنای هزینه در زمان فوت (Step-up at death) را برای سودی که قبلاً به تعویق افتاده بود، از بین می‌برد.

سازوکارهای گزارش‌دهی

فروش فرضی در فرم ۸۹۴۹ گزارش شده و در سال فروش فرضی به جدول D منتقل می‌شود. کارگزارانی که فرم‌های 1099-B را برای تراکنش واقعی ابزارهای مشتقه صادر می‌کنند، خودِ فروش فرضی را علامت‌گذاری نخواهند کرد؛ این مسئولیت بر عهده مودی است. فروش فرضی را با توضیحاتی مانند "Constructive sale, IRC §1259"، مبنای هزینه اصلی، ارزش منصفانه بازار در تاریخ فروش فرضی به عنوان عواید فرضی و سود حاصل از آن افشا کنید.

هنگامی که تراکنش معکوس در نهایت بسته می‌شود، پوزیشن لانگ دارای مبنای هزینه جدید (افزایش یافته) و دوره نگهداری جدیدی است که از تاریخ فروش فرضی آغاز شده است. اگر خودِ تراکنش معکوس در زمان بسته شدن نهایی منجر به سود یا زیان شود، آن نتیجه به‌طور جداگانه در سطر مخصوص به خود گزارش می‌شود.

برای قراردادهای VPF (سلف متغیر پیش‌پرداخت شده) که به‌درستی برای اجتناب از بند ۱۲۵۹ ساختاریافته‌اند، در زمان امضای قرارداد هیچ سودی گزارش نمی‌شود. سود زمانی شناسایی می‌شود که قرارداد به‌طور فیزیکی تسویه شود (معمولاً دو تا چهار سال بعد)؛ در آن نقطه، تحویل انجام شده به عنوان فروش سهام پایه در نظر گرفته می‌شود.

چرا داشتن سوابق شفاف، بیش از آنچه اکثر مؤدیان تصور می‌کنند، اهمیت دارد

مسائل مربوط به فروش فرضی در صورت داشتن سوابق همزمان، یکی از آسان‌ترین مواضع مالیاتی برای دفاع هستند و در صورت نداشتن آن‌ها، یکی از سخت‌ترین‌ها. گم شدن یک تاییدیه معامله، مبهم بودن جدول زمانی باز و بسته شدن یک هج، یا ناتوانی در بازسازی ارزش منصفانه بازار در یک تاریخ خاص می‌تواند یک موقعیت مالیاتی شش یا هفت رقمی را تغییر دهد.

سوابقی که اهمیت دارند:

  • تمام برگه‌های معامله اجرا شده و تاییدیه‌ها، همراه با برچسب زمانی.
  • ارزش منصفانه بازار پوزیشن لانگ افزایش‌یافته در تاریخی که هج باز شده است (VWAP روزانه یا قیمت بسته شدن بازار طبق روال مستند شده مودی).
  • مستندات قیمت‌های توافقی (Strikes) اختیار فروش و خرید و محاسبه اسپرد برای هرگونه کالر.
  • شناسایی هرگونه حساب اشخاص مرتبط که ممکن است طبق بند 267(b) تجمیع شوند.
  • مکاتبات با بانک طرف قرارداد که شرایط قراردادی هرگونه سواپ، قرارداد آتی یا VPF را نشان می‌دهد.
  • برای تراکنش‌های استثنای استرادل در پایان سال، یک گزارش شفاف از بسته شدن ۳۰ روزه و دوره ۶۰ روزه بازگشت به ریسک.

دفترداری دقیق و شفاف فقط برای دفاع در برابر حسابرسی نیست، بلکه روشی است که با آن بازده واقعی پس از مالیات خود را در یک برنامه پوشش ریسک اندازه‌گیری می‌کنید. کالری که ۱۵٪ از ضرر شما جلوگیری کرده اما ۸٪ در درآمد سود سهام از دست رفته، ۳٪ در نشت حق بیمه اختیار معامله و ۴٪ در مالیات بر عایدی سرمایه معوق که در زمان نامناسب نهایی شده برای شما هزینه داشته است، ممکن است در واقع ارزش دارایی شما را نابود کرده باشد. بدون یک دفتر کل شفاف، نمی‌توانید این موضوع را تشخیص دهید.

سوابق سرمایه‌گذاری خود را از همان ابتدا تمیز نگه دارید

اگر سهام متمرکز، پوشش‌های ریسک پیچیده، یا هر نوع پوشش مشتقات بر روی موقعیت‌های دارای افزایش ارزش را مدیریت می‌کنید، ارزش سوابق مالی مبتنی بر متن‌ساده و دارای کنترل نسخه را نمی‌توان نادیده گرفت — هر معامله، تعدیل بهای تمام‌شده و رویداد فروش فرضی، یک تاریخچه دائمی و قابل حسابرسی پیدا می‌کند که شما کنترل کامل آن را در دست دارید. Beancount.io حسابداری دوطرفه شفافی را بدون وابستگی به فروشنده خاص در اختیار شما قرار می‌دهد، به‌طوری که مبنای مالیاتی، دوره‌های نگهداری و تخصیص پوشش ریسک شما همیشه قابل بازتولید هستند. رایگان شروع کنید و همان نظمی را به دفتر کل سرمایه‌گذاری خود بیاورید که IRS برای فرم ۸۹۴۹ از شما انتظار دارد.